یک اشاره کافی است تا حداد عادل ها و….. چفیه بر گردن کشند

 

نمایندگانی که تا دیروز بر سر چگونه خاکسپاری احمدی نژاد بحث و جدل داشتند حال سخن خارج کردن دستور سئوال از رئیس جمهور از صحن علنی مجلس میکنند .

چه میشود که این مجلس به یکباره اینگونه سخن برزبان می آورد ، هر چند که در این سالها بسیار دیده و شنیده ایم که هر حرف و سخن در لحظه آخر دگرگون شده

 شاید جواب ، سال گذشته احمدی نژاد رو به مجلسیان  ، امروز بهترین فرصت برای پاسخگوئی بود .. اما چه فایده …    که انگشت اشاره ای کافی بود تا که حدادها و پای بوسان باز به صدا در آیند و خواهان توقیف سوال از احمدی نژاد باشند

شاید باید منتظر بود تا که فردا چفیه بر گردن شعار عدم سئوال سر دهند ………………………..  و صباحی دیگر بوی کثافت انباشته تر شود و جامعه در منجلاب بیشتر فرو رود تا که آقایان خوش رقصی کرده باشند برای آقا و ……………….

Advertisements

خرمشهر آزاد شد اما چه بسیارمردمی که برآوار زندگیشان ایستاده اند شاید که خرمشهر آباد گردد

رادیو ماشین را روشن کردم ، دیرتر از همیشه  بیرون زده بودم  و ترافیک…… ، رادیو پیام اعلام کرد بزرگراه همت به سمت شرق از بزرگراه مدرس ترافیک سنگین است …. و به یکباره صدای موزیک رادیو پیام عوض شد

ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارا نت پر ثمر گشته
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارا نت پر ثمر گشته
آه و واويــــلا… كو جهان آرا
…………………………..

 نگاهم به پوسترهای بزرگ کنار خیابان ها افتاد ، اداره ها و سازمان های دولتی هم پوسترها و پارچه های بزرگی را بر سر درب خود آویخته بودند ..امروز سوم خرداد هست  سالروز آزاد سازی خرمشهر … یعنی سی سال گذشت از آنروزها یاد اون دوران افتادم چه روزهایی بود جنگ و بی خانمانی .. مرگ و ……

جلو درب اداره مالیات اسلامی جمهوری اسلامی رسیدم تراکت تبلیغاتی بزرگ نصب شده بود…… خرمشهر آزاد شد ……..

دیگه نتونستم جلوی خودم را بگیرم یاد آخرین ماموریت اداریم به خرمشهر افتادم هنوز یک سال نگذشته ، وقتی بعد از سالها شهر رادیدم نمیتوانستم جلوی خودم رابگیرم یعنی اینجا اصلا شهر است  آب آشامیدنی برای مردم نیست از برق و دیگر امکانات هیچ نگو  هنوز جای جای شهر تو خیابانها پر از آثار جنگه ، هنوز فکر میکنی یک یا نهایت دوسال از جنگ گذشته ، نگاهی به بچه ها ، در لابه لای خاکها و آجرها بازی میکردند ………

همه تصاویر را باز هم میدیدم فقط خرمشهر نبود که اینگونه باقی مانده ،آبادان هم هنوز در آتش بعد از جنگ میسوزد ، دزفول هم …….

پس همه این تبلیغات برای چیست این همه هزینه ؛ برگزاری شب شعر ؛ همایش ، جشن آزاد سازی ، تور راهیان نور ؛ تبلیغات تصویری و ….. چرا هنوز باید خرمشهر و آبادان و…. در آتش جنگ بسوزند و دولتمردان و رجال سیاسی ما بایک چفیه رژه روند و به هم گل هدیه دهند و تبریک آزاد سازی دهند … کدام آزاد سازی …  اصلا شهری دیگر باقی است …. یعنی همه وظیفه ما گرفتن یک سالرزو و گرامیداشت است … یعنی همه آنچه که باید انجام میشد همین بود …. وای ………

خرمشهر آزاد شد اما چه بسیار دلهائی که هنوز منتظرند … همانهائی که زندگی  را از دست دادند و بر سر آوارزندگیشان هنوز ایستاده اند شاید که خرمشهر آباد گردد ………..