فرهنگ لغات مدیران باشگاه های فرهنگی ورزشی ….

ورزشگاه آزادی هفته گذشته باز هم شاهد دیدار دو تیم پر طرفدار قرمز و آبی بود و هر چند بازی چنگی به دل نزد اما گفتمان مدیران این دو باشگاه بسیار قابل توجه هست  ، همانهائی که فرهنگ سازان ورزش بر خود نام نهاده اند و  با خود نام شوالیه و سردار و…. به همراه دارند دو مدیری که بازوهای توانمند تبلیغاتی دولت هستند و هزینه های سرسام آوری در جهت اقناع تماشاچیان و طرفدران دو باشگاه تاکنون از جیب ملت انجام داده اند

 تیتر بیشتر روزنامه های ورزشی روز گذشته را نگاهی اندازیم

 11

این هیاهو برای چیست ، بستن این القاب به یکدیگر برای چیست ، واقعا شما که دم از الگوی اسلامی و….. بر میاورید ، صدای  خود را هم نمی شنوید و شاید این همه هیاهو برای چیز دیگری است برای پاک کردن اذهان عمومی از صحبتهای تبانی مساوی برای به بدست آوردن طرفداران بیشتر برای روزهای انتخاباتی پیش رو  ، راه کاری که مشاوران در سایه احمدی نژاد از مدتها قبل و حتی از دوره های قبل تر بسیاری دیگر به انجام رسانده بودند .

اما اینبار بسیار بیشتر از گذشته روی این بخش حساب شده است ورود سردار رویانیان به بخش فوتبال با جیبی پر از پول و آوردن مربیان و بازیکنانی نامی ، ولخرجیهای بیشمار و بازگشت دوباره شوالیه فتح الله به استقلال و ساخت تیم کهکشانی و بازگرداندن ژنرال قلعه نوعی به خانه و خریدهای میلیاردی برای تیم ,راهکاری برای استفاده ابزاری از خیل طرفداران میلیونی دو باشگاه است ، اما آنچه که به نظر در این میان گم شده است جایگاه مدیران و لیدرهای دو تیم است  ، چون نوع صحبتها و تکه پرانی ها از نوع لیدرهایی است که هیچ به جز خود و منافعشان برایشان مهم نیست  و شاید باید منتظر ابعاد وسیعتری از این گفتمان فرهنگی در ورزشگاه ها و در میان تماشاچیان باشیم و  ….سماور ……و نثار هفت جد دیگران شود و این تجلی فرهنگی است که حکومت برای رسیدن به مقاصد خود ابای ندارد ………..

فوتبالی که فقط پول می بلعد و مربیانی که با کیسه ای پر پول به ینگه دنیا باز میگردند ….

1349972008_tpers1

عجب روزگاری است خیلی دور نیست همین نزدیکیها بود وقتی مصطفی دنیزلی آمد و گفتم : آن مرد آمد ….. آن مرد بزودی با کیسه ای پر پول خواهد رفت …….. اما کدام گوش شنوا بود که این نجواها را بشنود او آمد و رفت و پیرمرد پرتغالی نیز ثمره اش همین پولهای کلان بود و بس …..

پولهایی که در این چند سال آمدند و رفتند این سرمایه کدام کشاورز و کارگر ؛تولید کننده و کارخانه دار باید میشد .

اگر یکبار حرف دلمان رسانه ای شد همان بود که علی دائی گفت : تو هستی که توسط بنده خدا یک روز است به این فوتبال آمده‌ای و یک روز هم که آن بنده‌خدا برود می‌روی. من از یک من ریش تو نمی‌ترسم

اما این فوتبال به کجا خواهد رفت هرچند که همه چیزمان به همه چیز باید شبیه باشد اما چرا نباید یکبار این سرمایه ها آنجائی باشد که باید باشد ، چرا باید همیشه تجارب مان را به دور اندازیم و دوباره از نو بیاموزیم

آیا امروز جز این است که با تمام معنا یک کشور جهان سومی هستیم ، عربها هم با روش کج دار و عدم توانائی های خاصشان توانستند تجارب بیاموزند و امروز راهشان را از ما جدا کردند ، زمانی که آنان نیز هر از گاهی مربیان خود را تعویض میکردند گذشته است و آنان نیز میدانند به دنبال چه میگردند و ثبات مدیریت را شناخته اند و میدانند از مربیان چه میخواهنند اما ما چه …..در کوچه پس کوچه های حرفه ای گری مفقود شده ایم و نمیدانیم که چه هستیم

آنان به نقطه ای رسیدند که برگزار کننده جام جهانی خواهند بود و ما در خاطرات بازی با استرالیا ،

آری فوتبال شرق که سالها از ما دور شده اند و فقط گاهی یادی از ما میکنند و حال باید نشست و دید که عربها نیز توانستند و ما ……

باز این روزگار هم سپری خواهد شد یحیی نگون بخت هم بر زمین خواهد خورد و دوباره مربی دیگر و قرارداد  آنچنانی و مربی خارجی دیگر   ……