یک اشاره کافی است تا حداد عادل ها و….. چفیه بر گردن کشند

 

نمایندگانی که تا دیروز بر سر چگونه خاکسپاری احمدی نژاد بحث و جدل داشتند حال سخن خارج کردن دستور سئوال از رئیس جمهور از صحن علنی مجلس میکنند .

چه میشود که این مجلس به یکباره اینگونه سخن برزبان می آورد ، هر چند که در این سالها بسیار دیده و شنیده ایم که هر حرف و سخن در لحظه آخر دگرگون شده

 شاید جواب ، سال گذشته احمدی نژاد رو به مجلسیان  ، امروز بهترین فرصت برای پاسخگوئی بود .. اما چه فایده …    که انگشت اشاره ای کافی بود تا که حدادها و پای بوسان باز به صدا در آیند و خواهان توقیف سوال از احمدی نژاد باشند

شاید باید منتظر بود تا که فردا چفیه بر گردن شعار عدم سئوال سر دهند ………………………..  و صباحی دیگر بوی کثافت انباشته تر شود و جامعه در منجلاب بیشتر فرو رود تا که آقایان خوش رقصی کرده باشند برای آقا و ……………….

ماجرای شیخ که تخم گذاشت و حکیم که در پی مداوا آمد

شیخ در کوی گیوه به بغل  میگشت وهمی میگفت من تخم گذاشتم ، اهالی بر کوی ریخته و یقه او برگرفتند که فلانی این چیست که بر زبان آوری ، و او دست بر جامه کرد و تخمی را نمایان ساخت و همی گفت این تخم از آن من است و ادامه داد  شب از نیمه رده شده بود که همی احساسی در من ظهور کرد و بعد از چندی  تخمی در رختخواب همی نمود پیدا کرد

 تخم را در دستانش حرکت داد و باز فریاد برآورد من …………

با صدای شیخ اهالی جمع میگردیند و همه در شگرف از آنچه که شیخ برزبان میاورد به او مینگریستند ، چند نفری گام پیش نهادندی و گفتند  حکیم صدا کنید که این بدبخت از سر تهی شده و باید که فکری از برش کرد ……………….

حکیم را بر کوی آورده و نگاه بر چهره شیخ انداخت و بگفتا خلوت کنید تا که معاینه اش کنم و درد را تشخیص دهم ؛ مردم کمی به عقب تر رفته و حکیم دست شیخ در دست گرفت و شماره کرد نبض .

 سپس با او بگفت این چه سخنی است که میگوئی شیخ با لبخند بگفت : حکیم من سالمم و دردی بر تن ندارم ؛ شیخ جامعه اش را گشود  گیوه به زیر کرد و بنشست و نگاهی به اطراف کرد و ادامه داد چگونه است که من عجیبم و از برم حکیم و دوا کرده اید و از برای حاکم که هر روز سخن دگر میکند هیچ عجیب نیست

همان که در اختلاسش  صفرها  تا به انتهای کوی شد  و وزیرش آمد و گفت به من اعتماد کنید و مجلس نشینان به او آفرین گفتند و رفت ………

همان که معاون اولش دست در جیب مردم دستگیر شد و مدرک حکیمیش تقلبی از کار در آمد و پرونده اش معلوم نیست در کجا است …..

 همان که دادستانش حکم آزار مردم مینوشت و رفیق حاکم بود و بگفتند که معلق است اما هیچ نشد ………… همان که وزیرش میگوید هیچ کس در خط فقر در ایران نیست……

 همان که در معرض مردم بگفتا من پاک ترین دولت تاریخ دنیا هستم و بقیه برایش دست زدند و هورا کشیدند …….

شیخ دست از حکیم جدا کرد و به همه نگریست و جامه  بر کرد و گیوه ها به بغل گرفت  و فریاد بر آورد  من تخم گذاشتم  و بر  جمع نگریست  و   برفت ……………..

پانوشت : براساس کشف خروس تخم‌گذار چینی! – خبرگزاری تابناک – http://www.tabnak.ir/fa/news/226169