حفظ و حفاظت از محیط زیست اصلی فراموش شده ..

در جامعه امروز ایران تعریفی از محیط زیست وجود ندارد و همگان با بی حوصلگی به این مسئله مینگرند ، و شاید اینگونه استدلال گردد که وقتی خود نمیتوانیم از پس مشکلاتمان براییم ،  محیط زیست دیگر کجا است …….

اما شاید همین دیدگاه و عدم شناخت کافی جامعه از محیط زیست و تاثیر بسزای آن در شکل زندگی مردم باعث شده که امروز مراتع ، جنگل ها ، دریاچه ها و در کل محیط طبیعی کشورمان بیش از همیشه رو به نابودی پیش رود ،

دوستی بیان میکرد که چرا قانون در برابر از بین رفتن محیط زیست  ایستادگی نمیکند ، جوابی برایش نداشتم چون به گمانم در جامعه ای که در مسیر خلاف قانون حرکت کردن یک هنجار به حساب نمی آید و حتی گاهی به عنوان یک ارزش نام برده می شود دیگر…….

وقتی قانون در زندگی روزمره به راحتی و توسط افراد مختلف شکسته میشود دیگر چه انتظاری میتوان داشت ،

در جامعه ای که دولت باید خود متعهد به اجرای قانون باشد ، اما خود قانون شکن بزرگ است . 

در جامعه ای که قانون گذار و مجری قانون  باید در کنار یکدیگر به دفاع از حقوق سرزمین بپردازند اما خود نابود کننده هستند دیگر چه انتظاری میتوان داشت .

در جامعه ای که تبلیغات برای پفک و چیپس به وفور دیده میشود اما یک برگه و یا بروشور تبلیغی برای حفظ محیط زیست نیست دیگر چه انتظاری میتوان داشت .

در جامعه ای که رسانه تصویری – تلویزیون با وجود دولتی بودن و داشتن بودجه های کلان ، تبلیغاتش فقط و فقط  خرید لوازم خانگی مصرفی و ….. است و حتی برای یک لحظه هم حاضر به پخش برنامه ای برای حفاظت از محیط زیست نیست و برای  آگاه کردن و آشنائی مردم گامی برنمیدارد  دیگر چه انتظاری میتوان داشت .

در جامعه ای که حاضر است برای صدای نقد روشنفکران صدها نفر استخدام کند و هزینه های گزاف برای آن بپردازد اما برای حفاظت از محیط زیست بودجه ای تعیین نشده … دیگر چه انتظاری میتوان داشت .

در جامعه ای که  …………. و بسیار دیگر که از حوصله خارج است …….

اما شاید لازم است یکبار دیگر  بر آنچه که بر سر محیط زیست مان می آوریم نگاهی بیاندازیم و شاید کافی باشد که بدانیم  اگر زیستگاه مان از بین رود بطبع ما هم وجود نخواهیم داشت  ، برای حفاظت از محیط زیست قطعا یک روز کافی نیست ، باید همیشه و همه جا در فکر بود و به حفاظت پرداخت حتی اگر دولت و دولتیان هم فراموش کنند

محیط زیست از آن ماست و باید از آن حفاظت کرد …….. چه بسا دیری نپاید که سرزمینمان قبل از هر اتفاقی به دست خودمان از بین رود ………………………..

آگهی استخدام در دولت جمهوری اسلامی ایران – ( به بهانه حضور سعید مرتضوی و محمد شریف ملک زاده و ……)

دولت جمهوری اسلامی ایران  به منظور دستیابی به اهداف واستراتژی برترساز وچشم انداز های نظام اسلامی  ، برپایه منابع انسانی ، در نظر دارد تعدادی را استخدام نماید.

 متقاضیان می توانند ضمن مطالعه شرایط وضوابط ثبت نام ، اطلاعات فردی را تکمیل نموده و حداکثر تا پایان دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد  توسط پست سفارشی به آدرس: تهران – صندوق پستی  م.م.و.ت.ی  ارسال نمایند.

شرایط و ضوابط کلی ثبت نام :

 اعتقاد به مبانی اسلام ناب محمدی و التزام عملی همراه با سینه چاکی به نظام جمهوری اسلامی ایران و ولایت مطلقه فقیه  .

اعتقاد و التزام ساندیسی به قانون اساسی جمهوری اسلامی.

برخورداری از روحیه شخصیگری(پوشش لباس شخصی ) در راه تحقق اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران.

داشتن  سوءسابقه و محکومیت به انفصال از خدمات دولتی. ارائه مدارک و مستندات الزامی است

داشتن پرونده مستند در اختلاس و دست اندازی به پول مردم  

داشتن قبح  شهرت ، اجتماعی و اخلاقی.

نداشتن سلامت و توانایی روانی

دارا بودن شرط استفاده از شاستی برای گذراندن دوره های دانشگاهی

ارائه مدارک دانشگاهی دولت فخیمه بریتانیا  در اولویت است

دارا بودن حداقل معدل 5 برای تمامی فارغ التحصیلان داشتن نمره انضباط زیر 10 در اولویت است

 بدیهی است مشخصات داوطلبین صرفا جهت درج در بانک اطلاعاتی و بررسی شرایط اولیه بوده و در صورت ارائه کلیه مدارک  با داوطلبین در اسرع وقت  تماس گرفته خواهد شد

 لذا درج تلفن (همراه یا مستقیم )داوطلب مورد تاکید است.

روابط عمومی نظام جمهوری اسلامی ایران

آیا دولت ایران میتواند بوسیله پاکستان و افغانستان راهی برای دور زدن تحریم های اقتصادی پیدا کند ؟

این روزها دولت بهمراه اتاق های فکر پنهانشان هر آنچه را که در چنته دارند رو میکنند و در پی دوستان جدید به کشورهای همسایه رهسپار شدند .

ترکیه دیگر آن کشور رفیق بی چون و چرا گذشته نیست منافع ترکیه در حفظ موقعیت خویش است و از سفره حاکمان ایران گامی به عقب برداشت  تا بتواند روند خود را ادامه دهد ،

متحد دیگر سوریه ، امروز درگیر مسائل داخلی است و در این شرایط فقط  خواهان کمک رسانی و همفکری است برای برون رفت از بحران و پایدار کردن صندلی حاکمیت خویش ، دیگر بشار اسد و  سوریه هم نمی تواند میانجی  دولت ایران باشد ،

 کشورهای جنوب خلیج فارس هم به طور کامل راهشان را از جمهوری اسلامی جدا کرده اند و در صف متحدان بر علیه ایران ایستاده اند آنها هم منافعشان در حفظ شرایط موجود است ،

 از جنوب به شمال میرویم و کشورهای حاشیه  دریای خزر که رابطه ای با ایران داشته اند امروز  رابطه شان تا حدودی تیره و تار گشته و با سرمایه گذاری هایی که کشورهای غربی و آمریکا در این مناطق آغاز کرده اند راه آنان هم از جمهوری اسلامی جدا شده ،

چند روز پیش احمدی نژاد به همراه هیئتی به پاکستان رفت تا آنجا به اتفاق افغانستان به دنبال متحدان جدید باشد ، تلاشی جدید برای ایجاد رابطه دوستانه و بطبع استفاده از این موقعیت برای دور زدن تحریم های اقتصادی بر علیه ایران بود ، در چند سال گذشته ایران به واسطه کشورهایی چون ترکیه ، آذربایجان ، ارمنستان ، امارات و ….. اجناس اروپائی و آمریکائی را با نام این کشورها خریداری و سپس با پرداخت هزینه هایی گزاف اجناس را وارد کشور میکرد و از سوئی دیگر با تاسیس بانک و شرکتهایی مستعار به تجارت مشغول بودند و تا حدود بسیاری تحریم ها  را بی اثر نمودند

  اما با  عوض شدن استراتژی آمریکا و غربی ها این کشورها هم به مرور روابطشان با ایران تیره و تار گردید و این شاید آخرین تیر جمهوری اسلامی برای فرار از تار به دور خود تنیده بود

جدا کردن افغانستان و پاکستان از صف متحدین آمریکا و پیوستن به ایران و ایجاد یک شاهراه جدید برای مبادلات تجاری.

 امکانی که در این خصوص هنوز تردیدهایی وجود دارد انعکاس مذاکرات انجام یافته در خبرگزاری ها نشان از تلاش احمدی نژاد برای نشان دادن آمریکا به عنوان عامل مشکلات و از طرف دیگر حمایت های حامد کرزای از آمریکا تا حدود بسیاری این رابطه را با علامت سئوال روبرو کرده است و شاید باید منتظر آینده بود که آیا دولت ایران از شکاف به وجود آمده در روابط پاکستان با آمریکا توانسته بهره برداری کند و یا حلقه آخر برای فرار با شکست روبرو خواهد شد و دولت ایران اینبار از تحریم ها نمیتواند عبور کند ……………

ژاپن در کمتر از یکسال مناطق زلزله زده را بازسازی میکند و شهرهای خرمشهر و بم و … هنوز منتظرند

وقتی از خیابان ها و کوچه ها گذر میکنی ؛ وقتی به خرابه ها نگاه میکنی هنوز بوی باروت و چوب سوخته  را در بینی احساس میکنی ، اینجا خرمشهر است همان جائی که سی و اندی قبل برای خودش برو و بیایی داشت  اما با گذشت بیست و سه سال  از پایان جنگ چهره  شهر همانگونه است ، امروز ساکنینش در بدترین شرایط زندگی به سر میکنند و حتی از داشتن آب محروم هستند ، حال با بازگو کردن این پرونده از کشورمان هر چه قدر که بتوان نوشت کم است بعد از  بیست و سه سال  شهر به دوران قبلش  باز نگشته  و فقط اثری از دوران پیش در خود دارد.؛

به  بم همانجائی که هشت سال قبل زلزله مهیبی آمد قدم میگذاری   ویرانه ها هنوز باقی مانده اند و شهر به قبل از زلزله باز نگشته است 

اما در همین چند روز گذشته تصاویر بازسازی مناطق ویران شده ژاپن در زلزله و سونامی منتشر شد ؛

زلزله  و سونامی که حدود یکسال از آن گذشته است ، بعد از دیدن تصاویر و آنچه که بعد از جنگ با عراق و زلزله  بم و…. میتوان دریافت کرد چگونه آنان توانستند و ما هنوز در ویرانه ها بسر میبریم .

چگونه میتوان پذیرفت که یک کشور در مدت کمتر از یکسال توانسته باشد اثرات باقی مانده زلزله را تا حد بسیاری از شهرها پاک کند و زندگی مردم تا حدود زیادی به شرایط عادی برگردد ،

و حتی در این بازسازی نخست وزیر و ….. را به استعفا برساند ، اما در کشورما آقایان فقط با داد و فریاد و گرفتن تریبون، سخن از بهبود وضعیت کنند ولی هنوز اثرات جنگ را در جای جای شهر های جنوبی و جنوب غرب  شاهد باشیم و ویرانه های به جای مانده از زلزله هنوز در کوچه ها نمایان باشند

دولت ژاپن را باید عدالت مدار بنامیم یا  دولتهای چندین دهه اخیر کشور را ، به کدام دولت باید افتخار کرد ، دولتی که برای مردم ارزش قائل میشود و در کنار مردم است و یا دولتی که فقط منافع خود را در نظر میگیرد و از برای رسیدن به اهداف خود حتی از بین بردن انسانهای کشورش هم ابائی ندارد ،

دولتی که همه معایب خود را می بیند و در برابر مردم سر تعظیم فرود می آورد و تلاش می کند تا پاسخگوی ملتش باشد  و یا دولتی که برای داشتن بمب  و سلاح هسته ای حاضر میشود ملتش را فدا کند

آنان میتوانند ، چون دولت جزئی از مردم است و در میان آنان است و ما نمی توانیم چون دولتمان تافته ای جدا بافته از ملت و سرزمینمان است …………

ماجرای شیخ که تخم گذاشت و حکیم که در پی مداوا آمد

شیخ در کوی گیوه به بغل  میگشت وهمی میگفت من تخم گذاشتم ، اهالی بر کوی ریخته و یقه او برگرفتند که فلانی این چیست که بر زبان آوری ، و او دست بر جامه کرد و تخمی را نمایان ساخت و همی گفت این تخم از آن من است و ادامه داد  شب از نیمه رده شده بود که همی احساسی در من ظهور کرد و بعد از چندی  تخمی در رختخواب همی نمود پیدا کرد

 تخم را در دستانش حرکت داد و باز فریاد برآورد من …………

با صدای شیخ اهالی جمع میگردیند و همه در شگرف از آنچه که شیخ برزبان میاورد به او مینگریستند ، چند نفری گام پیش نهادندی و گفتند  حکیم صدا کنید که این بدبخت از سر تهی شده و باید که فکری از برش کرد ……………….

حکیم را بر کوی آورده و نگاه بر چهره شیخ انداخت و بگفتا خلوت کنید تا که معاینه اش کنم و درد را تشخیص دهم ؛ مردم کمی به عقب تر رفته و حکیم دست شیخ در دست گرفت و شماره کرد نبض .

 سپس با او بگفت این چه سخنی است که میگوئی شیخ با لبخند بگفت : حکیم من سالمم و دردی بر تن ندارم ؛ شیخ جامعه اش را گشود  گیوه به زیر کرد و بنشست و نگاهی به اطراف کرد و ادامه داد چگونه است که من عجیبم و از برم حکیم و دوا کرده اید و از برای حاکم که هر روز سخن دگر میکند هیچ عجیب نیست

همان که در اختلاسش  صفرها  تا به انتهای کوی شد  و وزیرش آمد و گفت به من اعتماد کنید و مجلس نشینان به او آفرین گفتند و رفت ………

همان که معاون اولش دست در جیب مردم دستگیر شد و مدرک حکیمیش تقلبی از کار در آمد و پرونده اش معلوم نیست در کجا است …..

 همان که دادستانش حکم آزار مردم مینوشت و رفیق حاکم بود و بگفتند که معلق است اما هیچ نشد ………… همان که وزیرش میگوید هیچ کس در خط فقر در ایران نیست……

 همان که در معرض مردم بگفتا من پاک ترین دولت تاریخ دنیا هستم و بقیه برایش دست زدند و هورا کشیدند …….

شیخ دست از حکیم جدا کرد و به همه نگریست و جامه  بر کرد و گیوه ها به بغل گرفت  و فریاد بر آورد  من تخم گذاشتم  و بر  جمع نگریست  و   برفت ……………..

پانوشت : براساس کشف خروس تخم‌گذار چینی! – خبرگزاری تابناک – http://www.tabnak.ir/fa/news/226169

جمع آوری نقدینگی مردم با پیش فروش سکه بهمراه افزایش قیمت دلار و واریز به حساب دولت

 

سیاست بازی دولت و حاکمان این روزهای مملکت اتفاق جدیدی نیست اما  هر بار تکرار می شود  ، ماجرا مربوط به چند هفته و یا حتی بهتر بگویم چند ماه اخیر است که با رشد قیمت طلا و خصوصا»  سکه شاهد اوج خرید و فروش در بازار طلای ایران بودیم اتفاقی که تعدادی از شهروندان را  خوشحال و راضی از سودی که نصیبشان شد به خانه فرستاد ، اما این پایان ماجرا نبود روزها میگذشت و در پی افزایش قیمت سکه ،  بازی وارد مرحله جدیدتری شد .

رشد نجومی دلار که تا همین دو روز قبل ادامه داشت و شاید  باز تکرار گردد ، هر چند رشد دلار ازدیروز ثابت باقی مانده اما همین قیمت نسبت به یک ماه گذشته  نزدیک به پنجاه درصد افزایش داشته است.

 اما  خبری در خبرگزاری ها انتشار یافت  :

عصر ایران –سوم دی 1390-در چهار روز نخست اجرای طرح پیش فروش سکه توسط بانک مرکزی، بیش از 550 هزار قطعه سکه تمام بهار آزادی پیش فروش شده که باعث جمع آوری 3 هزار میلیارد ریال نقدینگی سرگردان از بازار – حداقل برای مدت 4 ماه – شده است.

http://www.asriran.com/fa/news/194517

گزارش یاد شده فقط مربوط به سکه است  و در این گزارش اشاره ای به افزایش نرخ دلار نشده  اما  با پیش فروش 550 هزار قطعه سکه بهار آزادی  مبلغ  3 هزار میلیارد پول واریز به حساب دولت کرد و این حدودا معادل همان مبلغ اختلاس شده آقایان است .

آری در ظاهر شاید سودی نصیب تعدادی از مردم گردید اما سود اصلی و مبلغ اصلی در جیب دولت فرو رفت و مشکلات ما و جامعه مان باقی ماند  ، اما اگر به نمودار زیر در خصوص دلار و رشد آن در یک ماهه اخیر  توجه کنیم به نتایج دیگری دست خواهیم یافت  ، تفاوت دلار آزاد و بانک مرکزی در جیب چه کسانی فرو رفت و چه کسانی بیشترین نقش را داشتند باید باز هم نگریست و قطعا نیاز است به کمک و همیاری کارشناسان اقتصادی به این مسائل نگریست .

 

ولی آنچه مسلم است با جمع آوری نقدینگی سود سرشار نصیب آنانی میشود که در پشت پرده نقش دارند و خود از صاحبان قدرت و کنترل بازار هستند .