به کجا چنین شتابان ؟ انسانهائی که برای دیدن صحنه اعدام از در و دیوار بالا میروند

در اکثر جوامع به قتل رساندن و کشتن هر انسانی مردود و یا حتی مرسوخ شده است ، اما اینکه چگونه میتوان قانونی برای جلوگیری از قتل و … و حتی اینکه چگونه قانونی میتوان داشت که مجرم را متنبه کند خارج از بحث این نوشتار است  … بحث امروز نگارنده در خصوص برخورد جامعه با این پدیده است .. در ایران برای اجرای اعدام انسانی که متخلف است و دارای یک سابقه کیفری است نه سیاسی ، چون در خصوص جرم های سیاسی دادگاه های خاص و اجرا کننده های خاص خود را دارد و معمولا آنچنان در فضای جامعه انعکاس آن نمایان نمیگردد .. اما در خصوص اعدام در ملا عام که برابر با قوانین اجرا میشود بحث بسیاری است ،

 عده ای بر این عقیده اند  معمولا نباید این صحنه در جامعه به نمایش کشیده شود ، گروهی دیگر بر این باورند که با نمایش این صحنه ها میتوانند از وقوع بعدی جرایم جلوگیری بعمل آورند .

 هر چند نگارنده براین باور است  حکومت اسلامی که در ایران  طی سی و اندی سال برپا شده است و حکم های اعدام بیشماری که در این خصوص اجرا گردیده است ، امروز جامعه مان در مقایسه با سی سال قبل در چه جایگاهی است مگر جز این است که قتل ، تجاوز ، زور گیری و بسیاری دیگر از پدیده های ضد اجتماعی بیش از گذشته گردیده است ، حضور در دادگاههای جمهوری اسلامی و مشاهده پرونده های بیشمار و زندان هایی که از حد استاندارد خویش هم بیشتر زندانی را در خود جای داده است   گواه این مدعا است اما علاوه بر آنچه که تاکنون نوشته شد بحثی دیگر را آغاز میکنم

 

این عکس ها همانطور که مشاهده میکنید مربوط به استقبال از ورزشکار مدال آور و یا حضور یک چهره سرشناس هنری و علمی نیست ، شاید اگر این عکس ها را در استقبال رئیس جمهور و مقامات جمهوری اسلامی مشاهده میکردیم یا باور پذیر بود و یا اینگونه استدلال میشد که با تطمیع و هزاران وعده وعید جمع شده اند اما این انسانها فقط جمع اند تا مرگ انسان دیگر را مشاهده کنند یعنی صحنه جان از دست دادن یک انسان را ……….

اینکه فرهنگ سازان جامعه خاموش نشسته اند و در کج فهمی خویش هنوز استوارند ، و در افکار پوسیده سالیان و قرنها پیش خویش روزگار سپری میکنند ، همانهائی که دیدن یک فیلم اکشن و یا یک بازی کامپیوتری را آزاد دهنده روح و روان مینامنند اما خود در آنچه که در سرزمین ایران میگذرد چشم بسته اند ،   

اما ما چه را فراموش کرده ایم چه اتفاقی در ما نمود پیدا کرده است که برای دیدن همچنین صحنه ای باید از در و دیوار بالا رویم تا چیزی را از دست ندهیم  به کجا ره سپاریم  آیا این انتهایی است برای ما………

برگزاری یورو ویژن در باکو و نزاع رژیم جمهوری اسلامی با جمهوری آذربایجان

ناسازگاری رژیم جمهوری اسلامی با جمهوری آذربایجان این روزها بیش از گذشته شده .

 از دلایل این اختلاف حضور مستمر و مستقیم آمریکا و اسرائیل در جمهوری آذربایجان   واز سوئی دیگر اهداف بلند این کشور برای رسیدن به سرزمینی دموکرات  میتوان نام برد ،

 جمهوری آذربایجان با همه مشکلات اقتصادیی که با آن دست و پنجه نرم میکند به سوی اهداف خود چشم دوخته و جمهوری اسلامی نگرانتر از همیشه در پی ایجاد کشوری اسلامی تر در همسایه شمالی خود چشم دارد

تجربه امارات و پیشرفت قابل توجه دوبی ، رفتن سرمایه ها به سوی این کشور کوچک  و تبدیل شدن دوبی به قطبی در معاملات اقتصادی و تجاری از یک سو و تبدیل به شهری برای تفریح و خوشگذرانی پیش از گذشته رژیم ایران را به فکر فرو برده  و شاید نگرانی دیگر جمهوری اسلامی از آنجایی سرچشمه میگیرد که با تحولات انجام یافته در منطقه و بخصوص کشورهای همسایه این نگرانی روز افزون هم گردد

1-کشور عراق مخصوصا در قسمتهای کرد نشین  این کشور شامل اربیل و سلیمانیه این روزها مرکز تجارت آزاد گشته و به راحتی میتوان ردپای آمریکا را در آن مشاهده کرد ، حضور قویترین شرکتهای آمریکایی به عنوان شرکای اقتصادی در این منطقه و سرمایه گذاری های کلان نشان از آینده ای آمریکایی خواهد داشت که مغایر با رژیم جمهوری اسلامی است

2-کشور همسایه دیگر افغانستان بعد از همه درگیریها و حضور مستمر طالبان و گروه های دیگر …  اینروزها آرامش حدودا نسبی را طی میکند و این کشور هم به سوی آمریکایی شدن پیش میرود   

با همه آنچه که گفته شد مسائل امروز جمهوری آذربایجان میتواند نقطه ی درگیری دیگری باشد و رژیم جمهوری اسلامی در انتظار کوچکترین اختلاف با همسایه شمالی خود باشد تا شعله های این اختلاف را برانگیزد وشاید مسابقات یورو ویژن در باکو مرکز جمهوری آذربایجان نقطه تلاقی این مسئله باشد .

برگزاری مراسم یورو ویژن بهانه ای است تا خبرگزاری های رژیم  این آتش را روشن نمایند و خواستار تجمع خود جوش مردم تبریز در برابر سفارت جمهوری آذربایجان باشند .

باید منتظر ماند ودید  این ناسازگاری تا به کجا پیش خواهد رفت  و کشور در سایه و حامی جمهوری اسلامی ، روسیه که منفعت خود را در منطقه از دست رفته می بیند کی و کجا اقدامات  شفاف خود را نمایان خواهد کرد …………………….

 

پا نوشت :

http://www.bultannews.com/fa/news/82981

ساخت تابوت بشار اسد توسط رفقای روسی و اضطراب جمهوری اسلامی از آنچه که در پیش رو است .

در روزهايي كه جريان حاكم سعي در پر رنگ نشان دادن نقش مردم در انتصابات مجلس دارد و شيپور در دست از همه امكانات خود بهره ميجويد  و با اين حركت اهدافي را دنبال ميكنند ،

1-     وجهه از دست رفته را تا حدودي ترميم كنند  هر چند در اين خصوص ميتوان دلايل بيشماري بر عدم موفقيت  به اثبات رساند

2-     كم اثر نشان دادن تحريم هاي اقتصادي بين المللي در جامعه

3-      منحرف كردن سطح جامعه از وضعيت رفيق شفيق  ، بشار اسد 

بعد از آنكه اسماعيل هنيه از رهبران حماس و يكي رفقاي نزديك جمهوري اسلامي ، در اظهار نظري در مسجد الازهر قاهره   تأکید کرد: «.. من به ملت قهرمان سوریه که برای رسیدن به آزادی و دمکراسی و اصلاح تلاش می کند، تبریک می گویم».

 بعد از اين موضع رسمي كه جمهوری اسلامی  تصور آن را نداشت و در مقاله هاي متعددي سعي در واژگون جلوه دادن و  متهم نمودن غربی ها به تحريف سخنان اسماعيل هنيه روی آوردند .

 اما اين سخنان تاثير چنداني در روند اين حركت نداشت و يك سوي بشار اسد خالي گشت  ؛ حمايت بدون چون و چرا روسيه از ايران و سوريه ، جمهوري اسلامي را مستحكم مي نمود ،

 اما با پيش رو بودن انتخابات در روسيه يكي از مهمترين كانديدا ها و شايد بخت اول رياست جمهوري در روسيه بازگشت مرد سرد آنان پوتين است

پوتين در اخرين اظهار نظر رسمي خويش اعلام كرد سوریه دیگر به مانند چند سال قبل نمی تواند بر روی روسیه حساب کند.

و در بخش ديگري از سخنانش بيان داشت : اسد را در تابوت بگذارید و اهنگ بلند هم برای او پخش کنید. او این اهنگ را نخواهد شنید برای اینکه مراسم ختمش است.

 اين سخن  ميخ آخر را به تابوت بشار اسد كوبيد تا كه بيش از هميشه تنها گردد  ، اما ميخ كوبيده شده فقط براي بشار اسد نيست  بلكه جمهوري اسلامي را در وضعيتي  قرار داد  تا احساس خطر بيشتري بنمايد ، با تضعيف  بشار اسد يكي از مهم ترين حلقه هاي پايداري جمهوري اسلامي شكسته خواهد شد   فشار تحريم اقتصادي بين المللي و بطبع گراني و در هم آويختگي  وضعيت جامعه  و كمرنگ شدن نقش حاميان جمهوري اسلامي در روابط بين الملل ،  آينده  رژيم را مبهم تر ميكند و شايد شيپور انتصابات و حضور مردم  نيز آنچنان كار ساز نباشد و حكومت را هر چه بيشتر به سوي انزوا ببرد ……………………………….