چه کسانی در زیر فشار این تحریم ها هستند مردم یا حاکمان

از زمانی که در سرزمینمان انقلاب شد و کشور تبدیل به جمهوری اسلامی گردید دیر زمانی سپری گشت ، با آغاز جنگ با عراق که نتیجه خودخواهی و لجبازی حاکمان ایران و بلند پروازی حاکم آنروز عراق صدام حسین بود ، چه روزهائی را سپری کردیم ، وحشت ، ترس و مرگ از یک سو و از طرفی دیگر کمبودها در بخش های مختلف صنایع کشورمان .

صف های طولانی خرید نان ونفت ، فروشگاههای تعاونی و آغاز ورود گوشتهای یخی به کشور .

فریادهای کسانی که مردم را دعوت به حضور در جنگ میکردند ، فریادهایی که از مردم میخواستند از همه چیز خود گذشت کنند پدران، شوهران، فرزندان  و دارائی و …………

روزهائی که به ما آموختند و در ما فرو کردند که هیچ نخواهید و همه چیز را برای آنان بخواهیم

روزهائی که بلندگو در دست فریاد بر میاوردند  خدایا خدایا تا انقلاب ………………

جنگ تمام شد اما هر چه به جلوتر آمدیم وضعیت کشورمان بهبود نیافت ، جنگ هایی دیگر آغاز گشت ، این جنگ ها  فشار روانی را بر جامعه تحمیل کردند ،  تحریم

تحریم ها باز نتیجه  لجبازی حاکمانی که فقط خود را در نظر میگرفتند و میگیرند و غربی هایی که برای رسیدن به مقاصد خود فقط و فقط تحریم را فریاد میزدند  و مردمی که در این میان هزینه پرداخت میکردند ، آری مردمی که با هر فشار جدید تحریم باید تحمل کنند و حاکمانی که مردم را در برابر تحریم ها قرار میدادند .

دوران تحریم ها برعکس آنچه که بسیاری در فکرمی پروراندند به پایان نرسید و بلکه هر روز شدیدتر شد ،

در چند ماهه اخیر تحریم های غربی ها دست دولتیان ایران را در تنگنای بیشماری قرار داد و غربی ها شادان از اوضاع به وخامت ایران مینگرند ، اما چه کسانی در زیر فشار این تحریم ها هستند مردم یا حاکمان

با تحریم بانک های ایران در اکثر کشورهای اروپائی و حتی همسایه ، انتقال پول به آن سوی مرزها در صنایع مختلف دچار مشکلات حاد گردیده است

صنایع داروئی بیشترین ضربه را تحمل میکند و هیچ آینده ای برای این موضوع قابل پیش بینی نیست و سلامتی مردم در خطر بسیار بزرگی قرار دارد .

صنایع نفت ، گاز ، پتروشیمی و نیروگاهی به دلیل عدم ارسال اجناس از طرف سازندگان معتبر ونبود راهی برای انتقال پول عملا» پروژه ها یک به یک تعطیل میگردند .

صنایع خودرو ساز و….. به دلیل عدم راهی برای انتقال پول به کشورهای فرانسه ، ترکیه و ژاپن و…… عملا » خودروسازان خطهای تولید بسیاری از محصولات خود را متوقف یا کند کرده اند ، پژو 206 ، تندر 90 ، تیبا ، ماکسیما و قشقائی و …..

آری غربی ها می توانند با یک نگاه خوشحال وشادان باشند که سرزمینمان پیش به سوی تحریم ها رفته است و آثار مثبتی داشته است اما چه کسانی هزینه ها را پرداخته اند ، همان مردمی که از کارخانه هایی که مشغول بکار بوده اند به خانه مهاجرت کرده اند این انسانها چند نفر نبوده و نیستند و هزاران هزار نیروی بیکار .

و از سوئی دیگر آثار تحریم با تورم شدید در بازار ، دست مردم را از خرید ابتدائی ترین مواد مورد نیاز خود کوتاه کرده است و این نتیجه تحریم است .. هر روز فشار بیشتر و بیشتر بر مردم ………………..

Advertisements

تسخیر خیابانهای شهرها با حضور خودروهای چینی

هر چند  خیابانهای شهرهایمان شاهد حضور اتومبیلهای چند صد میلیونی غربی است و با دیدن هر کدام از این خودروها چشمان گرد شده و لبان معیوب شده خود را فشار میدهیم تا به حال طبیعی برگردد ولی در سطح جامعه شاهد اتفاقی دیگر هستیم ، حضور خودرو سازان چینی در ایران .

به سادگی و وفور میتوان این خودروها را دید ،  در خصوص خودروهای چینی بازار تا حدود بسیاری مقاومت کرد و شاید این مقاومت ناشی از ابتدای ورود خودرو به ایران باشد ،

همان جائی که معمولا خودروهای روز آنهم با برندهای معتبر غربی نمایان شدند و حضور خودروهائی از آمریکا همچون بیوک و شورولت و ….  از آلمان غربی آنزمان بنز ، بی ام و ، آئودی و…. و بسیاری دیگر ….در نیم قرن گذشته حکایت از توجه ایرانیان به این خودروها داشت ، خودروهای لوکس و با امکانات .

هر چند در بیست سال  گذشته با ورود گسترده خودروهای کره ای به بازار ، نقش بسیار اساسی را در واردات و  صنعت مونتاژ ایران بازی کردند  ……

اما با نزدیک شدن دولتهای  چین و  ایران در دهه های گذشته ، سعی در ورود خودرو به ایران از طرف چینی یکی از اقدامات قابل توجه بود و در همان زمان بود که چینی برای ورود به ایران با توجه به حضور رقیبان بزرگی از کره جنوبی و تا حدودی غربی راه دشواری را تصور میکردند و حتی آنان پاس کردن قوانین استاندارد ایران را دست و پا گیر تلقی میکردند اما تحریم های اقتصادی ایران و شدت یافتن آن از سوی دولتهای غربی و محدودیتهای رابطه با ایران سبب شد تا شرکتهای بزرگ خودرو ساز به مرور از ارتباط با ایران طفره  رفته و چراغ خود را خاموش کردند اما این فرصتی بود برای چینی ها که از ابتدا برای مذاکره آماده بودند حال چراغ های چشمک زن خود را روشن کردند و با شوق فراوان وارد ایران شدند ،

دیگر چینی های  بی رقیب در حال گشت زنی  و دل ربائی هستند ، چینی های که تا دیروز برای آوردن خودرو به ایران لهله میزدند امروز در برابر هر ثبت سفارش کل مبلغ را دریافت و سپس به حمل و ارسال خودرو دست میزنند و این خود تازه راهی است که تازه آغاز گشته است و …………………….

از سوئی دیگر بازار لوازم یدکی خودروها در ایران را هم در کنترل خود گرفته اند ، خودروهای پراید ، پژو 405،206 و زانتیا و بسیار دیگر چه بطور رسمی (اازطریق کارخانه) و غیر رسمی مجموعه ای است از قطعات ساخت چین  و این شاید پایانی باشد برای خودرو سازان ایرانی ،

  ایران ناسیونال کارخانه ای 100 درصد خصوصی در نزدیک به نیم قرن پیش ،  که در هنگام تولد میخواست رتبه یک بازار خاور میانه را به خود اختصاص دهد اما….

ساخت تابوت بشار اسد توسط رفقای روسی و اضطراب جمهوری اسلامی از آنچه که در پیش رو است .

در روزهايي كه جريان حاكم سعي در پر رنگ نشان دادن نقش مردم در انتصابات مجلس دارد و شيپور در دست از همه امكانات خود بهره ميجويد  و با اين حركت اهدافي را دنبال ميكنند ،

1-     وجهه از دست رفته را تا حدودي ترميم كنند  هر چند در اين خصوص ميتوان دلايل بيشماري بر عدم موفقيت  به اثبات رساند

2-     كم اثر نشان دادن تحريم هاي اقتصادي بين المللي در جامعه

3-      منحرف كردن سطح جامعه از وضعيت رفيق شفيق  ، بشار اسد 

بعد از آنكه اسماعيل هنيه از رهبران حماس و يكي رفقاي نزديك جمهوري اسلامي ، در اظهار نظري در مسجد الازهر قاهره   تأکید کرد: «.. من به ملت قهرمان سوریه که برای رسیدن به آزادی و دمکراسی و اصلاح تلاش می کند، تبریک می گویم».

 بعد از اين موضع رسمي كه جمهوری اسلامی  تصور آن را نداشت و در مقاله هاي متعددي سعي در واژگون جلوه دادن و  متهم نمودن غربی ها به تحريف سخنان اسماعيل هنيه روی آوردند .

 اما اين سخنان تاثير چنداني در روند اين حركت نداشت و يك سوي بشار اسد خالي گشت  ؛ حمايت بدون چون و چرا روسيه از ايران و سوريه ، جمهوري اسلامي را مستحكم مي نمود ،

 اما با پيش رو بودن انتخابات در روسيه يكي از مهمترين كانديدا ها و شايد بخت اول رياست جمهوري در روسيه بازگشت مرد سرد آنان پوتين است

پوتين در اخرين اظهار نظر رسمي خويش اعلام كرد سوریه دیگر به مانند چند سال قبل نمی تواند بر روی روسیه حساب کند.

و در بخش ديگري از سخنانش بيان داشت : اسد را در تابوت بگذارید و اهنگ بلند هم برای او پخش کنید. او این اهنگ را نخواهد شنید برای اینکه مراسم ختمش است.

 اين سخن  ميخ آخر را به تابوت بشار اسد كوبيد تا كه بيش از هميشه تنها گردد  ، اما ميخ كوبيده شده فقط براي بشار اسد نيست  بلكه جمهوري اسلامي را در وضعيتي  قرار داد  تا احساس خطر بيشتري بنمايد ، با تضعيف  بشار اسد يكي از مهم ترين حلقه هاي پايداري جمهوري اسلامي شكسته خواهد شد   فشار تحريم اقتصادي بين المللي و بطبع گراني و در هم آويختگي  وضعيت جامعه  و كمرنگ شدن نقش حاميان جمهوري اسلامي در روابط بين الملل ،  آينده  رژيم را مبهم تر ميكند و شايد شيپور انتصابات و حضور مردم  نيز آنچنان كار ساز نباشد و حكومت را هر چه بيشتر به سوي انزوا ببرد ……………………………….

آیا دولت ایران میتواند بوسیله پاکستان و افغانستان راهی برای دور زدن تحریم های اقتصادی پیدا کند ؟

این روزها دولت بهمراه اتاق های فکر پنهانشان هر آنچه را که در چنته دارند رو میکنند و در پی دوستان جدید به کشورهای همسایه رهسپار شدند .

ترکیه دیگر آن کشور رفیق بی چون و چرا گذشته نیست منافع ترکیه در حفظ موقعیت خویش است و از سفره حاکمان ایران گامی به عقب برداشت  تا بتواند روند خود را ادامه دهد ،

متحد دیگر سوریه ، امروز درگیر مسائل داخلی است و در این شرایط فقط  خواهان کمک رسانی و همفکری است برای برون رفت از بحران و پایدار کردن صندلی حاکمیت خویش ، دیگر بشار اسد و  سوریه هم نمی تواند میانجی  دولت ایران باشد ،

 کشورهای جنوب خلیج فارس هم به طور کامل راهشان را از جمهوری اسلامی جدا کرده اند و در صف متحدان بر علیه ایران ایستاده اند آنها هم منافعشان در حفظ شرایط موجود است ،

 از جنوب به شمال میرویم و کشورهای حاشیه  دریای خزر که رابطه ای با ایران داشته اند امروز  رابطه شان تا حدودی تیره و تار گشته و با سرمایه گذاری هایی که کشورهای غربی و آمریکا در این مناطق آغاز کرده اند راه آنان هم از جمهوری اسلامی جدا شده ،

چند روز پیش احمدی نژاد به همراه هیئتی به پاکستان رفت تا آنجا به اتفاق افغانستان به دنبال متحدان جدید باشد ، تلاشی جدید برای ایجاد رابطه دوستانه و بطبع استفاده از این موقعیت برای دور زدن تحریم های اقتصادی بر علیه ایران بود ، در چند سال گذشته ایران به واسطه کشورهایی چون ترکیه ، آذربایجان ، ارمنستان ، امارات و ….. اجناس اروپائی و آمریکائی را با نام این کشورها خریداری و سپس با پرداخت هزینه هایی گزاف اجناس را وارد کشور میکرد و از سوئی دیگر با تاسیس بانک و شرکتهایی مستعار به تجارت مشغول بودند و تا حدود بسیاری تحریم ها  را بی اثر نمودند

  اما با  عوض شدن استراتژی آمریکا و غربی ها این کشورها هم به مرور روابطشان با ایران تیره و تار گردید و این شاید آخرین تیر جمهوری اسلامی برای فرار از تار به دور خود تنیده بود

جدا کردن افغانستان و پاکستان از صف متحدین آمریکا و پیوستن به ایران و ایجاد یک شاهراه جدید برای مبادلات تجاری.

 امکانی که در این خصوص هنوز تردیدهایی وجود دارد انعکاس مذاکرات انجام یافته در خبرگزاری ها نشان از تلاش احمدی نژاد برای نشان دادن آمریکا به عنوان عامل مشکلات و از طرف دیگر حمایت های حامد کرزای از آمریکا تا حدود بسیاری این رابطه را با علامت سئوال روبرو کرده است و شاید باید منتظر آینده بود که آیا دولت ایران از شکاف به وجود آمده در روابط پاکستان با آمریکا توانسته بهره برداری کند و یا حلقه آخر برای فرار با شکست روبرو خواهد شد و دولت ایران اینبار از تحریم ها نمیتواند عبور کند ……………

تحریم اقتصادی ؛ کاهش ارزش ریال و افزایش نابسامان قیمت اجناس ؛ بحرانی قریب الوقوع

همزمان با شدت گرفتن سرمای زمستان و وارد شدن به ماه بهمن که یاد آور اتفاقات سی و اندی سال قبل و ایجاد حکومت جمهوری اسلامی است ؛  اوضاع اقتصادی و اجتماعی شهریمان را در هم ریخته ، دور جدید تحریم ها بر علیه ایران و ندانم کاری های مدیران رژیم باعث شده سرمای بیشتری را در خود احساس نماییم .

امروز با قدم نهادن در بازار اقتصادی ایران  شاید بهتر بتوانیم آنچه که به وقوع پیوسته است دید .  کاهش  ارزش ریال و گرانی بی حد و مرز اجناس  وضعیتی نابسامان را رقم زده است و آقایانی که فکر میکردند ما هنوز در 1400 سال پیش هستیم و در هر لحظه سعی بر بردن ایران به آن سالها داشتند و صحبت شعیب ابی طالب و … میکردند ، معلوم نیست امروز در پشت کدام دیوار مخفی شده اند ، مسئولینی که دیروز سینه سپر میکردند و میگفتند ما آمریکا را نابود میکنیم کجائیند ؟ امروز ارزش 1دلار به 20000 ریال  و سکه هم با عددی بالاتر از 10000000 ریال  رسید .

 آقایانی که تا دیروز عربده سر میدادید کجائید ؟ امروز برای یک معامله ساده در بازار آهن و فولاد ، مس و …. و  ابزار و تجهیزات خاص،  اعتبار قیمت به ساعت رسیده است و این یعنی شما برای آنچه که نیازمند هستید در کمتر از یک ساعت باید به  انتخاب برسید . و تازه مشخص نیست با همه ابتکاری که خرج میکنید صاحب اجناس میگردید یا نه ؛ چون باید در هر لحظه منتظر باشید که فروشنده بگوید آقا معامله فسخ است 

این بازار نابسامان و معیوب به کجا میرود ؟ راه دلالی ارز و سکه را می بندید  هیچ اتفاقی نمی افتد بلکه این ناهنجاری سر از  جاهای دیگر در می آورد

آقایان این شعیب ابی طالبی که شما ساخته اید به جز منهدم کردن و  متلاشی کردن اقتصاد بیمار ایران راه به جایی نخواهد برد ، انهدامی که در آن صدای خرد شدن استخوان  طبقه کم در آمد در آن بیشتر شنیده میشود .

آقایان دست از این لجبازی بی ثمرتان بردارید که این راه شما را به جایی نخواهد رساند ، و این سایه دیر یا زود گربیانتان را خواهد گرفت ، این سکوت مرگ آور شما نشانه ای جز سست شدن پایه های قدرت تان نیست ، ولی فقط یکبار حقایق را برای مردم بازگو نمائید و تا خیلی دیر نشده صحنه را ترک کنید که امروز خیلی بهتر از فردا است .

دعوت جمعی از بلاگرها به تحریم فعال نمایش انتخاباتی حکومت ایران

 

دیو اقتدارگرایی و مطلق طلبی حکومت ایران، که پیش از این و بی آنکه اعتقادی به جمهور مردم داشته باشد، در لباس جمهوریت رخ نهان کرده بود، در انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن چهره عیان نمود و هر چه دیوان همه دارند را یک جا به نمایش درآورد. تقلب٬ خیانت٬ قتل٬ جنایت و تجاوز را ضمیمه کودتای نظامی سرداران فربه از ثروت های نفتی نمود تا حجت را بر همگان تمام نماید که این دیوِ زنجیرپاره کرده‌ی استبداد دینی به قفس برنمی‌گردد. پیداست که پس از انتخابات ۸۸ در این شهر پرآشوب٬ سمفونیِ اصلاح آواز بی محل تاریخ ‌گذشته‌ای بود که هم خنده‌ی مردمان تلخ کام ایران را برمی انگیخت و هم قهقهه‌ی تمسخرآمیز اصحاب استبداد را. هم از این رو بود که مردم و همراهان بزرگ سبزشان دست از اصلاحاتی که صرفا در حضور انتخاباتی خلاصه میشد کشیدند و به جای آن، مسیر ایستادگی و مقاومت در برابر استبداد را برگزیدند.
اینک اما در سردترین فصل حیات سیاسی معاصر ایران، دوباره سیرک انتخاباتی جدیدی به راه افتاده است. حکومت که مشروعیت خود را از دست رفته می‌بیند به دنبال آن است که به این فضای بسته‌ی خفقان‌آور٬ به خیال خام خویش٬ گرمایی ببخشد تا برای اجرای نمایشنامه مضحک انتخابات، باز تعدادی تماشاچی و بازیگر فراهم نماید. اما کیست که نداند حکومت ایران، انتخابات را نه برای اعمال اراده مردم بلکه برای بزک کردن چهره واقعی استبدادی‌اش به نمایش می گذارد، و کیست که نداند دستاورد این سیرک انتخاباتی قرار است صندوق های از پیش پر شده ای باشند که آمارهای پیشاپیش تعیین شده‌ و دروغین ۶۳ درصدی و  یا شاید هم
 98.2 درصدی را به نمایش نهند؛ و محصول این صندوق ها قرار است نمایندگان گلچین شده ای باشند که به فرمان بیتِ استبداد، قیام و قعود کنند و بر فسادهای سیاسی و اقتصادی فراگیر چشم بپوشند. پر واضح است که قرار نیست با این انتخابات اتفاق خاصی بیفتد جز اینکه چند روزی دستگاههای تبلیغاتی حکوت با توسل به آمارهایی دروغ مدعی حضور «حماسی» مردم شوند تا سرمه بر چشمان فساد ساختاری حکومت بکشند بلکه کمی از آب رفته را به جوی خشک مشروعیت نظام برگردانند. روشن است که در این شرایط جریان‌های اصیل سیاسی هرگز حاضر نمی شوند که بازیگر این نمایش مضحک انتخاباتی شوند و آبروی خود را هزینه گرم کردن تنور سرد این انتخابات نمایند.
انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن حجت را بر همه فعالین و گروههای سیاسی تمام نمود و نشان داد که ظرفیت اصلاح انتخاباتی نظام کاملا به اتمام رسیده و دیگر ذیل نام اصلاحات نمی توان به عرصه انتخابات بازگشت و از مردم مطالبه‌ی همراهی نمود. مردمی که به دعوت اصلاح طلبان وارد عرصه انتخابات شدند، هزینه سنگینی برای رای‌شان پرداخت نمودند. نمی توان بر آن همه کشته دادن‌ها و زندان رفتن‌ها چشم پوشید و دوباره دست در دست کسانی گذاشت که خون فرزندان این سرزمین را ریختند و در مدت دو سالی که گذشت، هیچ اقدامی برای جبران ظلم و ستمی که بر مردم روا داشتند، نکردند٬ همانگونه که در قبال جنایت‌های پیشین خویش نکردند.
ازسوی دیگر، با وجود محدودیت‌هایی همچون نظارت استصوابی، یک‌دستی و هم‌دستی مجریان و ناظران انتخاباتی، فضای بسته‌ی سیاسی کشور و عدم امکان فعالیت احزاب و روزنامه ها، امروز برگزاری و تحقق انتخاباتی آزاد و سالم و عاری از تقلب به هیچ عنوان ممکن نیست و بر فرض محال در صورت تحقق، با وجود انسداد سیاسی حاکم در ساختار سیاسی کشور، فربه شدن نهادهای انتصابی، و در مقابل، نحیف شدن نهادهای انتخابی نظام و قدرت گرفتن بی رویه‌ی نهادهای نظامی و شکل گرفتن محفل های متعدد امنیتی و اقتصادی، عملا هیچ کاری از منتخبین مردم برنمی آید همانگونه که از دولت های هفتم و هشتم و مجلس ششم در شرایطی به مراتب بهتر برنیامد.  پیداست که مسئولیت شرایط پیش آمده و پیامدهای مربوطه صرفا بر عهده حاکمیتی است که همواره در پی مهندسی انتخابات بوده و نه نیروهای دمکراسی خواهی که مطالبه اصلی شان مراجعه واقعی به صندوق های رای است اما امروز ناگزیر از تحریم انتخابات نمایشی حکومت شده اند.
لذا همانگونه که میر حسین موسوی درآخرین پیام و در آخرین فرصت از درون زندان محصورش نوشت امیدی به انتخابات و شرکت در آن نیست. و نیز، همانطور که در پیام اخیر مهدی کروبی و همچنین بیانیه ۳۹ زندانی سیاسی  نیز منعکس شده است، انتخابات فرمایشی مجلس از هم اکنون محکوم به شکست است و آخرین تیر بر پیکرجمهوری اسلامی خواهد بود و از این پس، با تابوت جنازه‌ای مواجه خواهیم بود که بر دستان اقتدارگرایان  سنگینی می کند و روز به روز بر تعفن و فسادش افزوده خواهد شد. در این شرایط، گروههای سیاسی یا کاندیداهای منفردی که به هر نحوی با مشارکت در انتخابات  زیر این تابوت را بگیرند چیزی جز بی آبرویی برای خود به ارمغان نخواهند آورد. اما نگرانی آن جاست که این افراد بخواهند از سرمایه و اعتبار جنبش سبز، برای رسیدن به مقاصد انتخاباتی خویش هزینه نمایند. ما شدیدا نسبت به این موضوع هشدار داده و از مجموعه های فعال در قالب جنبش آزادی خواهی مردم ایران می خواهیم که با مرزبندی صریح و بیان مواضعی آشکار، مانع از به حراج گذاشته شدن سرمایه های والای این جنبش شوند.
همچنین معتقدیم که تنها عدم شرکت در انتخابات کفایت نکرده و می بایست تحریم فعالانه آن به صورت جدی و توسط نیروهای فعال در جنبش سبز دنبال شود به نحوی که عمل تحریم از سطح بیانیه ها فراتر رفته و منجر به نمود عینی در سطح جامعه شود. بدیهی است که موثرترین استراتژی پیش روی نیروهای دموکراسی طلب، مشروعیت زدایی از نمایش انتخاباتی حاکمیتی است که تن به انتخاب و رای مردم نمی دهد. مشروعیت زدایی از حاکمیت و نمایش های انتخاباتی اش نیز، بدون توسل به ابزارهای مقاومت مدنی شدنی نیست. مهمترین عامل در انتخاب روش مناسب برای مقاومت مدنی در مقابل سناریوی انتخابات، به صحنه آوردن شهروندانی است که تن به نمایش انتخاباتی حاکمیت نداده اند. گروه های فعال جنبش سبز می‌توانند با همفکری اعضای فعال، سعی در یافتن کنش هایی کم هزینه برای عینیت دادن به تجمعات مخالفان چنین انتصابات فرمایشی­ای داشته باشند. بروز بیرونی و عینیت دادن به چنین اعتراضاتی، الزاما منوط به راهپیمایی خیابانی نیست و می توان ایده های کاراتری همچون تجمع مخالفان در مکان هایی ویژه (مانند اماکن زیارتی و تفریحی) و یا راه های ابتکاری دیگری یافت تا مانع از آن شد که جمعیت وسیع تحریم کنندگان انتصابات حکومتی در آمارهای ساختگی حکومت گم شوند. دست یابی به کاراترین ایده‌ها، منوط به ایجاد فضایی است که در آن نیروهای فعال جنبش از موضع انفعالی تنها عدم شرکت در انتخابات فاصله بگیرند و به جای آن تحریم فعالانه‌ی انتخابات نمایشی و فرمایشی را در پیش گرفته و از فرصتی که احتمالا با گشایش نسبی فضای سیاسی جامعه در ایام منتهی به انتخابات بوجود می آید برای بروز کنش‌هایی عملی و موثر بهره‌ی کافی و هوشمندانه ببرند.
1- در صورت تمایل به  امضا نمودن این نامه و اضافه شدن به این لیست، پس از انتشار این مطلب در وبلاگ خود، آدرس لینک مربوطه را به آدرس ahmadsaidi8808@gmail.com ایمیل نمایید.