نگاهی دیگر به فیلم نارنجی پوش

 

اینروزها با  پیشرفت تکنولوژی ،   با امکانات کامل میتوان در خانه فیلم  دید صحنه ها را جلو و عقب برد و به بررسی آن پرداخت

 نارنجی پوش با کارگردانی داریوش مهرجوئی .

  محیط زیست دغدغه امروز ، کج فهمی و نادانی دولتیان و حاکمان این روزهای سرزمینمان  به جایی ایران  را رسانده که  صباحی دیگر زیستگاهمان به طور کامل تبدیل به ویرانه ای خواهد شد . شاید دیدن زباله در هر جائی به عادی ترین موضوع روز تبدیل شده ، ریختن آشغال از پنجره خودرو به بیرون را کسی نمیتواند بگوید ندیده است ،

بازگوئی این مسائل از زبان مهرجوئی و دغدغه او برای نمایان ساختن این مشکل بسیار زیبا بود اما در بسیاری از مواقع با مخلوط کردن این موضوع با بحث زن و شوهری که برای رفتن به خارج از کشور با هم مشکل دارند سبب دور شدن و دور ماندن از موضوع میشد

 اما شاید باید نگاهی دیگر به موضوع شغل و پیشه  داشت مسئله ای که در ایران به سبب فرهنگ جاری جامعه بسیار حاد است و نوع شغل برای خاتواده ها و حتی جامعه بسیار مهم است

 رفتگر ، همان که بسیاری از اوقات به سادگی از کنارشان عبور کرده ایم و شاید فراموش کرده ایم که اگر یک روز  بر سر کارشان حاضر نشوندچه بر سر شهرمان خواهد آمد باید بپذیریم همچنان که جامعه به یک پزشک نیازمند است به رفتگر هم نیازمند است

با همه آنچه که گفته شد باز هم بیشتر میتوانست پرداخته شود تا به طور کامل جامعه در برابرش ببیند چه اتفاقی در حال به وقوع پیوستن است

امروز که جامعه در یک بی تفاوتی محص گرفتار   است  شاید فقط یک تلنگر کافی نباشد اما تبلیغات شهرداری و همه آنانی که مسئولیت مستقیم در برابر محیط زیست دارند میتوانست کمک بهتری هم به فیلم  کنند و هم برای بیشتر درگیر شدن جامعه با این موضوع ، به هر حال این پایان نیست و شاید بازگشائی راهی باشد برای بیشتر نمایان کردن محیط زیستمان و حفظ و حفاظت از آن ……….

حفظ و حفاظت از محیط زیست اصلی فراموش شده ..

در جامعه امروز ایران تعریفی از محیط زیست وجود ندارد و همگان با بی حوصلگی به این مسئله مینگرند ، و شاید اینگونه استدلال گردد که وقتی خود نمیتوانیم از پس مشکلاتمان براییم ،  محیط زیست دیگر کجا است …….

اما شاید همین دیدگاه و عدم شناخت کافی جامعه از محیط زیست و تاثیر بسزای آن در شکل زندگی مردم باعث شده که امروز مراتع ، جنگل ها ، دریاچه ها و در کل محیط طبیعی کشورمان بیش از همیشه رو به نابودی پیش رود ،

دوستی بیان میکرد که چرا قانون در برابر از بین رفتن محیط زیست  ایستادگی نمیکند ، جوابی برایش نداشتم چون به گمانم در جامعه ای که در مسیر خلاف قانون حرکت کردن یک هنجار به حساب نمی آید و حتی گاهی به عنوان یک ارزش نام برده می شود دیگر…….

وقتی قانون در زندگی روزمره به راحتی و توسط افراد مختلف شکسته میشود دیگر چه انتظاری میتوان داشت ،

در جامعه ای که دولت باید خود متعهد به اجرای قانون باشد ، اما خود قانون شکن بزرگ است . 

در جامعه ای که قانون گذار و مجری قانون  باید در کنار یکدیگر به دفاع از حقوق سرزمین بپردازند اما خود نابود کننده هستند دیگر چه انتظاری میتوان داشت .

در جامعه ای که تبلیغات برای پفک و چیپس به وفور دیده میشود اما یک برگه و یا بروشور تبلیغی برای حفظ محیط زیست نیست دیگر چه انتظاری میتوان داشت .

در جامعه ای که رسانه تصویری – تلویزیون با وجود دولتی بودن و داشتن بودجه های کلان ، تبلیغاتش فقط و فقط  خرید لوازم خانگی مصرفی و ….. است و حتی برای یک لحظه هم حاضر به پخش برنامه ای برای حفاظت از محیط زیست نیست و برای  آگاه کردن و آشنائی مردم گامی برنمیدارد  دیگر چه انتظاری میتوان داشت .

در جامعه ای که حاضر است برای صدای نقد روشنفکران صدها نفر استخدام کند و هزینه های گزاف برای آن بپردازد اما برای حفاظت از محیط زیست بودجه ای تعیین نشده … دیگر چه انتظاری میتوان داشت .

در جامعه ای که  …………. و بسیار دیگر که از حوصله خارج است …….

اما شاید لازم است یکبار دیگر  بر آنچه که بر سر محیط زیست مان می آوریم نگاهی بیاندازیم و شاید کافی باشد که بدانیم  اگر زیستگاه مان از بین رود بطبع ما هم وجود نخواهیم داشت  ، برای حفاظت از محیط زیست قطعا یک روز کافی نیست ، باید همیشه و همه جا در فکر بود و به حفاظت پرداخت حتی اگر دولت و دولتیان هم فراموش کنند

محیط زیست از آن ماست و باید از آن حفاظت کرد …….. چه بسا دیری نپاید که سرزمینمان قبل از هر اتفاقی به دست خودمان از بین رود ………………………..

آلودگی هوا