فوتبالی که فقط سر میبرد و پول مملکت را میسوزاند

در فوتبال ما و شاید مملکتمان همیشه سری برای بریدن هست و چندی بعد مجلس زاری آماده میگردد  و از خوبیها میگوئیم ، اما در فوتبالمان دیگر این سر بریدن عادتی اجتناب ناپذیر است .

از روزی که حمید استیلی سرمربی پرسپولیس شد  شاید کم نبودند آنان که از این اقدام حمید استیلی حمایت نکردند و نوشتارهای بسیاری بر این موضوع نوشتند ، اما چرا یکبار نباید به بررسی همه ناکامیها پرداخت دیروز حمید استیلی رفت همچنان که دیگران هم خواهندرفت .

 حمید رفت همچنان که علی دائی ، افشین پیروانی ، افشین قطبی ودیگر مربیان خارجی ….   رفتند ، ماحصل این رفت و آمدها چه شده است و فوتبال ما به کجا رسیده است ، فوتبالی که سالها از رقیبان دیرینه اش به عقب افتاده و نفس نفس زنان فقط در فکر طی مسیر است ، هیچ برنامه و هدف مشخصی ندارد ، ورزشی که چوب مدیریت ناکارآمد را سالها است میخورد ، مدیریتهای لحظه ای و البته سرپرست هایی که به واسطه رفاقتهای سیاسی به این صندلی ها میرسند و آماده پرواز به سوی سکوهای بزرگتر و پوشیدن جامه های فاخر تر در سیستم دولتی دارند .

 امروز دیگر دلخوش به داشتن دو سهمیه در فوتبال آسیا میشویم ، و هنوز لبخند بر لب ریاست فدراسیون فوتبال  نقش میبندد و شاید بر ما میخنند که عجب ……….. هر چه من میخندم و به باد میدهم هیچ اتفاقی نمی افتاد .

اما از دو روز گذشته که حمید استیلی رفت ، بار دیگر چرخه تکرار برایمان آغاز گشت ، حال مدیر نا آشنا به فوتبال که به اندازه کافی در همین مدت کوتاه سوتی داده است باید به یک انتخاب برسد اینکه کدام فرد بر روی نیمکت پرسپولیس خواهد نشست شاید آنچنان فرقی نداشته باشد ، زیرا با شرایطی کنونی همه مربیان علاقه وافری به داشتن این شغل هستند مربی گری برای تیمی که هیچ تشکیلات منسجمی ندارد و حتی کسی قرار نیست پاسخگو باشد  .

  چند صباحی بر روی نیمکت نشستن و بعد با جیبهای پر پول از باشگاه خارج شدن  و تکرار و تکرار ، فقط سری بریده میشود تا عطش پایان ناپذیر مردم علاقمند کمی فروکش کند ومدیر مربوطه باز باقی بماند و این چرخه معیوب ادامه ؛ و ادامه یابد  و دیگر امروز سر ، مربی بریده نمیشود بلکه این طرفداران هستند که سر بریده میشوند از یک سو فقط از آنان خواسته میشود که در ورزشگاه حاضر باشند و شاهد شکست تیم محبوبشان باشند و از سوئی دیگر شاهد و ناظر مدیریت ناکارآمد و مربیان لحظه ای و پولهای بی حساب و کتاب پرداختی باشند ..

 

Advertisements

تیم ملی والیبال حاصل کار گروهی است این بار آخر نخواهد بود اگر …

چند روزی است که اخبار پیروزی های تیم ملی والیبال ایران در مسابقات جهانی 2011 ژاپن   باعث شگفتی همگان شده و همه اخبار نشان از اعتراف به بازی های برتر تیم ایران دارد اما شاید تشویق این تیم و آرزوی موفقیت برای بچه ها یکی از اولویت ها باشد و از سویی دیگر شاید شگفتی دیگر آنجایی رخ داد که اینبار موفقیت ورزشی در سایه یک  تیم و یا به زبان  بهتر حاصل یک کار گروهی اتفاق افتاد .

هرچند صبح امروز والیبال ایران در برابر آمریکا باخت را پذیرفت اما شاید این آغازی باشد برای

 همان جائی که سالها بیان میشد که ایرانیان کار گروهی را نمیتوانند انجام دهند و حتی فرهنگ کار گروهی ندارند ،  اما اینبار ثابت شد که میتوان با داشتن یک هدف و یک مدیریت و البته مربی کاربلد به موفقیت رسید ، آری این درس بسیار بزرگی برای ما باید باشد شاید اینگونه موفقیت ها در رشته های دیگری هم به وقوع پیوسته باشد اما آنچه که مسلم است این پیروزی رنگ و بویی خاص داشته ودارد ، شاید وقت آن رسیده باشد که این درس را در دیگر ابعاد زندگیمان بررسی کنیم و به این حس برسیم که میتوانیم در کنار یکدیگر و با کمک همدیگر به موفقیت های بسیار بزرگتری همچون آزادی  رسید

آری آزادی در گرو در کنار هم بودن و با هم اندیشیدن و حتی عقاید متفاوت داشتن حاصل خواهد شد ……………

تیم ملی والیبال حاصل کار گروهی است این بار آخر نخواهد بود اگر باور کنیم که می توانیم با هم باشیم

علی پروین مدیر فوتبال پرسپولیس ، کارت سوختی در دسترس

برگشت به عقب آنچنان سرعت گرفته که کسی را یارای نگه داشتن آن نیست  .

ماجرا با آمدن سردار سوخت رسان و رفیق سفره احمدی نژاد سردار رویانیان به صندلی مدیریت باشگاه پرسپولیس شروع شد .

 داستان تکراری  ورود افرادی که هیچ سابقه مدیریتی ندارند آغاز گردید و چه بهتر در بدو ورود برای محکم کردن پایه های این صندلی از افرادی سود جست که در میان علاقمندان پرسپولیس مقبولیت بیشتری دارند و چه شیوه ای است سوار شدن بر نام دیگران و بهره وری جستن از آنان .

آری این داستانی است که سالها در تکرار است با ورود رویانیان ، علی پروین مرد موفق سالهای نه چندان دور باشگاه باز گردانده شد تا بتوان از او سود جست و در همین اثنا  آرام آرام همه کارها را به او محول کرد تا اگر موفقیتی حاصل گردید نتیجه نبوغ فکری سردار باشد و اگر شکستی در کار بود چه فردی بهتر از علی پروین تا سبیل تیر شود و همه چیز بر گردنش انداخته شود و آقایان به راحتی ادامه حیات دهند و این داستان از دو سه روز قبل وارد فاز جدید خود شد علی پروین مدیر فوتبال پرسپولیس گردید و دیگر تا مستطیل سبز قدمی بیش فاصله ندارد و علی آقا هم که از گرفتن این سمت شادان گردیده ذوق زده وارد  گود گردید و اعلام کرد در تمام مسائل فنی دخالت خواهد کرد این یعنی همان اتفاق خوشایندی که سردار برایش نقشه کشیده بود و چه راحت مرد پر تجربه قرمزها در دام افتاد حال باید نظاره گر بود و دید این گردونه دوباره چگونه علی پروین را خارج خواهد کرد ، مردی که دیگر شاید مانند دهه قبل مشتاق نداشته باشد و دلیلش همان گردابی باشد که با دستان خود درون آن فرو افتاده است

 فقط در انتها به علی آقا میتوان گفت مواظب کارت سوختت باش تمام نشود که در آن موقع حتی شارژ توسط سردار هم نتیجه ای نخواهد داشت   

سردار رویانیان و رویاندن ادبیات جدید

اندر حضور سرداران در مستطیل سبز و حضور همزمان در اقتصاد مملکت همین بس که سردار رانندگی پریروز ، مدیر سوخت دیروز و مدیر عامل قرمزهای پایتخت  در مصاحبه با گزارشگر فوتبالی سیما (پیمان یوسفی) در جواب سئوال برای حل مشکل اقتصادی باشگاه برنامه تون چیه در جمله آنچنان افاضه کلام میفرمایند:  می خواهیم باشگاه پرسپولیس را اقتصادزا کنیم !

در این خصوص باید گشت و گشت تا به مفهوم دوکلمه مخلوط با هم شده رسید » اقتصاد+زا»

مطابق لغت معنی دهخدا برای کلمه زا به معانی ذیل دست یافته

در تداول بمعنی زایش .- سر زا رفتن ؛ مردن زن گاه بارنهادن . || (نف ) مخفف زاینده . افزاینده : سخت زا.- نازا ؛ عقیم . ما

اینکه سردار با همه مشغله هایی که اینروزها دارد به تخصص دکترای  زائیدن و رفع نازائی رسیده است باید نگران آینده  خانم دستجردی وزیر بهداشت  و آقای حسینی وزیر در آستانه استیضاح اقتصاد بود  که هر لحظه ممکن است با تخصص جدید سردار این دو وزارتخانه در هم آمیخته خواهند شد و زایشی دگر شکل خواهد گرفت ……………

شکست پرسپولیس

بعد از گذشت چند روز از بازی پرسپولیس با استقلال شاید بهتر بتوان در خصوص این دیدار به بحث نشست ، اخبار و تفسیرهای بیشماری نوشته شد

سال پیش  بعد از بازی این دو تیم مطلبی را در خصوص تنهائی علی دائی نگاشتم و امروز هم مجبورم باز همان صفحه را باز کنم و تنهائی حمید استیلی را بر روی نیمکت پرسپولیس بنویسم شاید دیدن یک گاردیولا بر روی نیمکت بارسا و یا  فرگوسن بر روی نیمکت منچستر ما را به همین نتیجه برساند که آنها هم یک تنه بر همه مسائل فائق میایند اما به نظر نگارنده دقیقا نکته در همین جا است سالها است که کشورهای صاحب فوتبال و باشگاههای طراز اول به نتیجه رسیده اند که باید برای موفقیت باید یک تیم در کنار مجموعه بازیکنان باشد آری امروزبه تنهایی  گاردیولا ، فرگوسن ، ونگر و….. تضمینی برای پیروزی نیستند .

در مملکتی که همه ارکانش بر اساس سیستم فرد محوریت اداره میشود شاید نباید انتظار بیشتری داشت .

اما شاید این سئوال مطرح باشد چرا با همین سیستم استقلال پیروز گشت ، باید درابتدا گفت که استقلال هم ثابت کرده که بر اساس همین محوریت در حال حرکت است و فقط گاهی این چرخ میچرخد و زمانی دیگر باز می ایستد ،

در سیستمی که بعد از دو سال و اندی هنوز تیم مدیریتی هر دو باشگاه تعیین نشده اند و سرنوشت شان از این سو به آن سو در حال حرکت است چگونه میتوان انتظار داشت

وقتی در هر دوباشگاه هیچ برنامه مشخص و مدون برای آینده نوشته نشده است و کسی پاسخگو نیست چگونه میتوان به نتیجه دلخوش بود

زمانی که حضور مردم فقط برای تشویق شکل میگرد و از آنها هیچ کمکی گرفته نمیشود و هیچ اختیاری برای باشگاه شان برایشان متصور نیستند چگونه میتوان موفقیت را دید

حتی اگر امروز صندلی حمید استیلی را خالی کرد چه تضمینی وجود دارد نفر بعدی  به موفقیت برسد

نه ،  کج راهی که مدیریت حاکم  ما را به آنجا رسانده  به بن بست رسیده و فرار و هیا هو کردن به جای نخواهد رساندشان ،  امروز باید به سراغ حاکمانی رفت که با دزدی رای ،  بر صندلی نشسته اند و تصمیمات غلط شان هر روز بیش از دیروز است

 تا خیلی دیر نشده باید به خواسته هایمان برسیم  که فردا دیر است ………

فوتبال بی حساب

گزارشی از وضعیت فعلی تیمهای لیگ برتر فوتبال کشورمان برایمان میتواند جالب توجه باشد .

اگر به این نکته بیشتر توجه کنیم که تا  چند روز آینده مسابقات فوتبال لیگ برتر ایران آغاز خواهد شد این آمار به نتایجی دیگر ما را خواهد رساند

ردیف

نام باشگاه

ورودی

خروجی

1

صبای قم

15

7

2

فجر سپاسی شیراز

12

2

3

استقلال تهران

11

12

4

تراکتور سازی تبریز

11

8

5

راه آهن شهر ری

11

6

6

شهرداری تبریز

11

6

7

داماش گیلان

10

0

8

سپاهان اصفهان

8

8

9

فولاد اهواز

8

4

10

سایپا کرج

8

2

11

پرسپولیس تهران

7

8

12

مس سرچشمه

7

1

13

مس کرمان

6

4

14

ملوان بندر انزلی

6

3

15

نفت تهران

5

5

16

ذوب آهن اصفهان

5

3

17

صنعت نفت آبادان

5

3

18

شاهین بوشهر

5

4

 

با ذکر این مطلب که اکثر تیمهای حاضر در لیگ برتر دولتی بوده و با دست بردن در جیب  دولت هزینه های خود را براورده میسازند ،

 اما اگر آمار مربوط به سه لیگ برتر اروپا را در کنار لیگ ایران بررسی کنیم به آمار جالبتری دست پیدا خواهیم کرد .

ردیف

نام کشور

تعداد ورودی به باشگاه

1

اسپانیا

24

2

انگلیس

42

3

ایتالیا

43

4

ایران

151

 با نگاه دقیق تر به  انتقال بازیکنان درایران با  سه کشور صاحب فوتبال ، و نمایان شدن آماری درحدود سه برابر میتواند نشان از چه باشد

در چند سال اخیر چقدر فوتبال ما رشد داشته است

در چند سال اخیر چقدر توانسته ایم نیروهای جوان را به فوتبالمان تزریق کنیم  

جابجا شدن فوتبالیستها از تیمی به تیم دیگر چه حاصلی را برایمان داشته است

وقتی در انتقال بازیکنان با آمار سنی بالای 25 سال روبرو میشویم .

پس دیگر سقف قرارداد و مابقی داستانها چه ارزشی دارد ، فقط پول این مملکت است که از بین میرود تا فقط چندین مدیر دولتی از این سفره استفاده های سیاسی برده و بتوانند چند صباحی در صحنه باقی بمانند و در ضمن از این طریق آینده سیاسی خود را جهت به دست آوردن صندلی های با ارزش تر ضمانت کنند .

از این فوتبال چه توقعی را میتوان داشت تا فلان مربی عوض میشود و یا فلان مربی به باشگاه دیگر میرود سیل انتقال بازیکنان آغاز میشود ؛ واقعا به نظر نگارنده چه زمانی خواهد رسید که این طور چوب حلاج بر سرمایه های این مملکت نزنیم ، حتی اگر میخواهیم فوتبالی درخور داشته باشیم حتی با هزینه های گزاف تر به پرورش بازیکنان روی آورده و یک فضای ایده ال ایجاد کنیم تا جوانان علاقمند بتوانند پرورش یابند و چهره هایی برای آینده مان باشند . …..

 

از شکست مفتضحانه تیم فوتبال المپیک تا کار خوب کردن

چند روزی از حذف پر حرف تیم فوتبال المپیک ایران میگذرد و آقایان باز هم همان ،حرفها و حکایات قدیمی بازسازی شد و به خورد همگان داده شد شاید جالب ترین صحبتها را  آقای سردار عزیز محمدی  بیان نمود

ایران ورزشی – 7 تیر 1390 – اين‌بار تنها دوره‌يي بود كه بين كميته ملي المپيك و فدراسيون فوتبال و باشگاه‌ها براي كمك به تيم ملي اميد هماهنگي كامل وجود داشت اما اين دو اخطاره بودن بازيكن باعث شد تا اين اتفاق رخ دهد و سرپرست تيم كه مسووليت همه كارهاي تيم را دارد بايد به اين مساله بيشتر توجه مي‌كرد هيات رييسه فعلي با همكاري هم خوب كار كردند. هر چند تيم‌هاي ملي نتيجه دلخواه را نگرفتند و اينكه بعضا عنوان مي‌شود استعفا دهيم بايد بگويم اگر سر هر چيزي مسوولي بيايد استعفا دهد افراد جديد وارد كار مي‌شوند و كارهاي خوب در حال انجام از بين مي‌رود.

آخر آقای سردار این قانون را شما از کجا به دست آورده اید که اگر بروید کارهای خوب از بین می رود و با چه ترازو و ملاکی شما میتوانید بگویید که کار خوب کرده اید ، به جز این است که در همین چند سال اخیر به جز رکود و شکست و تحقیر برای ایران چه کار دیگری کرده اید  و شاید منظورتان از کار خوب چیز دیگری است که ما نمیفهمیم  حذف از جام جهانی ، حذف از بازیهای آسیایی گوانجو ،شکستهای پیاپی تیم های جوانان و نوجوانان درآسیا ، عدم مشخص شدن وضعیت مدیریت برای تیمهای استقلال و پیروزی  و ……….

سردار لطف کنید و با همه دار و دسته خویش این فوتبال را رها کنید و یکبار بگذارید این کارهای خوبتان را مردم تشخیص دهند و خود به قضاوت در موردتان بپردازند . شما که جرات یک عذر خواهی هم ندارید  چگونه میتوانید سخن از کار خوب بر زبان بیاورید نه سردار تو و همرزمانت  سالها است که چنبره بر ایران زده اید ولی نگوید که کار خوب کرده اید که آنوقت حتی یک لحظه هم نمیتوان باور کرد …