فرهنگ لغات مدیران باشگاه های فرهنگی ورزشی ….

ورزشگاه آزادی هفته گذشته باز هم شاهد دیدار دو تیم پر طرفدار قرمز و آبی بود و هر چند بازی چنگی به دل نزد اما گفتمان مدیران این دو باشگاه بسیار قابل توجه هست  ، همانهائی که فرهنگ سازان ورزش بر خود نام نهاده اند و  با خود نام شوالیه و سردار و…. به همراه دارند دو مدیری که بازوهای توانمند تبلیغاتی دولت هستند و هزینه های سرسام آوری در جهت اقناع تماشاچیان و طرفدران دو باشگاه تاکنون از جیب ملت انجام داده اند

 تیتر بیشتر روزنامه های ورزشی روز گذشته را نگاهی اندازیم

 11

این هیاهو برای چیست ، بستن این القاب به یکدیگر برای چیست ، واقعا شما که دم از الگوی اسلامی و….. بر میاورید ، صدای  خود را هم نمی شنوید و شاید این همه هیاهو برای چیز دیگری است برای پاک کردن اذهان عمومی از صحبتهای تبانی مساوی برای به بدست آوردن طرفداران بیشتر برای روزهای انتخاباتی پیش رو  ، راه کاری که مشاوران در سایه احمدی نژاد از مدتها قبل و حتی از دوره های قبل تر بسیاری دیگر به انجام رسانده بودند .

اما اینبار بسیار بیشتر از گذشته روی این بخش حساب شده است ورود سردار رویانیان به بخش فوتبال با جیبی پر از پول و آوردن مربیان و بازیکنانی نامی ، ولخرجیهای بیشمار و بازگشت دوباره شوالیه فتح الله به استقلال و ساخت تیم کهکشانی و بازگرداندن ژنرال قلعه نوعی به خانه و خریدهای میلیاردی برای تیم ,راهکاری برای استفاده ابزاری از خیل طرفداران میلیونی دو باشگاه است ، اما آنچه که به نظر در این میان گم شده است جایگاه مدیران و لیدرهای دو تیم است  ، چون نوع صحبتها و تکه پرانی ها از نوع لیدرهایی است که هیچ به جز خود و منافعشان برایشان مهم نیست  و شاید باید منتظر ابعاد وسیعتری از این گفتمان فرهنگی در ورزشگاه ها و در میان تماشاچیان باشیم و  ….سماور ……و نثار هفت جد دیگران شود و این تجلی فرهنگی است که حکومت برای رسیدن به مقاصد خود ابای ندارد ………..

این فوتبال لعنتی ……….

دیروز دو اتفاق با هم به وقوع پیوست اول آنکه آقای کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال فرمود که برای جام ملتهای 2016 کاندید میشویم و ساعاتی بعد بازی راه آهن تهران و گهر دروود در لرستان برگزار شد تصاویر شور و اشتیاق مردم بسیار دیدنی بود بعد از تبریز و تیم تراکتور که شور و شوق مردم به تیم شهرشان مثال زدنی بود شاید حضور  تماشاچیان هم برایمان دلنشین بود اما تصاویر را باید دید پشت بام ها ، تیرهای چراغ برق و…….. ما در چه دورانی زندگی می کنیم ……………….

1

آقای کفاشیان واقعا با چه نگاهی شما صحبت از میزبانی میکنید چه برنامه ای دارید ؟ کدام امکانات را محیا کرده اید؟

کدام ورزشگاه ما امروز میتواند جوابگوی سیل مشتاقان فوتبال باشد ، ورزشگاه آزادی هم دیگر نمیتواند نفس بکشد و رو به افول است چند ورزشگاه مجهز با امکانات ویژه در کشور داریم …..

 فوتبال لعنتی که چشمها را تسخیر خود کرده ای  ما را رها کن چون برای تو هم جوابی نداریم ، ما حتی نمی توانیم به ورزش مملکت هم برسیم …. پس جوان تبریزی ، خوزستانی ، لرستانی و…… باز هم از میله ها بالا برو و اصلا فکر نکن که جایگاه تو انجا نیست و میتوانستی اینچنین جایگاهی داشته باشی

2

آقای کفاشیان شما و سران حکومت به آیندگان چه جوابی خواهید داد وقتی به شما بگویند شما به ما خیانت کردید

سردار رویانیان دست بردارید … پول ژوزه را هم میدهید پس ….

u

مدیر عامل پرسپولیس تهران بعد از آنکه با هزاران صلوت و….. مانوئل ژوزه را به تهران آورد و فرش قرمز زیر پایش پهن کرد و …..    با پایان یک نیم فصل فرش قرمز را زیر پای مانوئل کشید تا این مربی با سر بر زمین بخورد و تازه ماجرا با این مربی آغاز گردد . مربی که تا دیروز قرار بود فرشته نجات باشد امروز شد ……………

شاید همه این مسائل جزئی ثابت از همه اتفاقات ورزشی باشد که ممکن است در هر کجا پیش آید … اما نوع برخورد سردار با این مسئله نشان از همان روحیه نظامی گری و سلطه جوئی اوست  ، نه آقای سردار درست است اینجا ایران است و شما میتوانید هر آنطور که دلتان میخواهد بگویید و عمل کنید اما اینبار طرف مقابلتان ایرانی نیست که با زور و ترس از مرگ و زندان ، کهریزک و …….  سکوت کند و هیچ نگوید  شما با یک اروپائی رودرو هستید او بزودی ایران را ترک خواهد کرد و اقدامات قانونی خویش را از همه مراجع پیگیری میکند و پولش را تا قران آخر خواهد گرفت

لطفا» دست بردارید از این اقدامات شما پول این مربی را نیز میدهید پس برای اذهان عمومی هم که شده اشتباهاتتان را قبول نمائید و بپذیرید که نمیتوانید یک مدیر ورزشی باشید … هر چند که اگر یک فرد مسلمان هم که باشید مطابق با آنچه که فریاد میکشید و هر لحظه از آن دم بر میاورید …. باید که نگاهی به کتاب قرآن میکردید میدانید که از چه صحبت میکنم :

سوره 2- آیه : 177 :  آنان كه چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زيان و به هنگام جنگ شكيبايانند آنانند كسانى كه راست گفته‏ اند ….

فوتبالی که فقط پول می بلعد و مربیانی که با کیسه ای پر پول به ینگه دنیا باز میگردند ….

1349972008_tpers1

عجب روزگاری است خیلی دور نیست همین نزدیکیها بود وقتی مصطفی دنیزلی آمد و گفتم : آن مرد آمد ….. آن مرد بزودی با کیسه ای پر پول خواهد رفت …….. اما کدام گوش شنوا بود که این نجواها را بشنود او آمد و رفت و پیرمرد پرتغالی نیز ثمره اش همین پولهای کلان بود و بس …..

پولهایی که در این چند سال آمدند و رفتند این سرمایه کدام کشاورز و کارگر ؛تولید کننده و کارخانه دار باید میشد .

اگر یکبار حرف دلمان رسانه ای شد همان بود که علی دائی گفت : تو هستی که توسط بنده خدا یک روز است به این فوتبال آمده‌ای و یک روز هم که آن بنده‌خدا برود می‌روی. من از یک من ریش تو نمی‌ترسم

اما این فوتبال به کجا خواهد رفت هرچند که همه چیزمان به همه چیز باید شبیه باشد اما چرا نباید یکبار این سرمایه ها آنجائی باشد که باید باشد ، چرا باید همیشه تجارب مان را به دور اندازیم و دوباره از نو بیاموزیم

آیا امروز جز این است که با تمام معنا یک کشور جهان سومی هستیم ، عربها هم با روش کج دار و عدم توانائی های خاصشان توانستند تجارب بیاموزند و امروز راهشان را از ما جدا کردند ، زمانی که آنان نیز هر از گاهی مربیان خود را تعویض میکردند گذشته است و آنان نیز میدانند به دنبال چه میگردند و ثبات مدیریت را شناخته اند و میدانند از مربیان چه میخواهنند اما ما چه …..در کوچه پس کوچه های حرفه ای گری مفقود شده ایم و نمیدانیم که چه هستیم

آنان به نقطه ای رسیدند که برگزار کننده جام جهانی خواهند بود و ما در خاطرات بازی با استرالیا ،

آری فوتبال شرق که سالها از ما دور شده اند و فقط گاهی یادی از ما میکنند و حال باید نشست و دید که عربها نیز توانستند و ما ……

باز این روزگار هم سپری خواهد شد یحیی نگون بخت هم بر زمین خواهد خورد و دوباره مربی دیگر و قرارداد  آنچنانی و مربی خارجی دیگر   ……

جام ملتهای اروپا و حذف بزرگانی چون روسیه و هلند ، فوتبال هوشیار و با برنامه آلمان و اسپانیا …..

جام ملتهای اروپا با برگزاری بازیهای دیشب مرحله مقدماتی به پایان رسید  و تیمها وارد مرحله یک چهارم نهائی و حذفی شدند،

 تیمهایی که حذف شدند و آنهائی که باقی مانند ….

در گروه A   – روسیه و لهستان  که بسیار امیدوار بودند حذف شدند.  

در گروه B –  هلند نامدار و دانمارک حذف شدند ،  دانمارک تیمی که بواقع اگر در گروه ای  دیگری بود شانس حضور در مراحل بعدی را پیدا میکرد .

در گروه C – اسپانیا و ایتالیا  با همان پیش بینی قبلی به مرحله بعدتر رسیدند .

در گروه D  –  دو تیم انگلیس و  فرانسه  در مرحله بعدی حضور یافتند ..

اما آنچه که در این خصوص میتوان بازگو کرد

حذف تیمهایی همچون روسیه با داشتن مربی بزرگتری همچون دیک اددوکات هلندی بود ، همینجا میتوان به این نکته رسید که حتی حضور یک مربی بزرگ هم الزامی برای رسیدن به قله نیست مسئله ای که در تیم ملی بعد از برگزاری دو بازی مقدماتی جام جهانی 2014 ، و کسب نتایج نه چندان دلچسب سبب انتقادات شدید به سرمربی پرتغالی ایران کارلوس کی روش گشت ، شاید باید جامعه این شکستها را باز بیند هیچ شکستی پایان نیست همچنان که که هیچ پیروزیی پایدار نیست ،

و از سوئی دیگر حضور تماشاگران و مشوقان تیم ها در همه لحظات ، همان اختلاف فرهنگی است که جامعه مان گرفتار آن است بعد از هر برد القاب امپراطور ، ژنرال و سلطان و… طنین انداز میشود و بعد از هر باخت حیا کن ……..

 مسئله بعدی حذف هلند با تمامی ستارگان ، همچنان که مربی بزرگ تنها راهکار برای پیروزی نیست حضور چهره های سرشناس  وستاره هم الزام پیروزی نیست  همینجا نیز میتوان نکته ای دیگر را بیان کرد همانجائی که سالها است تیمهای ما در بند حضور این ستاره و ناز و کرشمه  یک ستاره دیگر است و هیچ گاه به نتیجه نرسیده و فقط جیب دلال و واسطه و بازیکن پر پول تر شده و این گردونه همچنان ادامه دارد ……

و اما اسپانیا و آلمان تیم هایی که هم مربیان بزرگی را به همراه دارند و هم  ستاره های  بیشمار،  آنها می دانند چه میخواهند و باید به کجا برسند ، برنامه ریزی دقیق و پشتوانه قوی از این دو تیم آنچنان قدرتی ساخته که شاید باید فقط منتظر اتفاقات فوتبال باشیم تا این دو تیم را در مراحل پایانی نبینیم  .

 فوتبال آلمان موجی جدید را ایجاد کرده میانگین سنی 25 سال و یک تیم پر تجربه  نمادی از آینده قویتر و پیش بسوی جام جهانی 2014 …

درسهای بیشماری را میتوان از جام ملتهای اروپا گرفت اگر که خواهان پیشرفت و رسیدن به قله هستیم ، هر چند که روند حرکت لاک پشتی فوتبال ما نشانی از هیچ ندارد …….. باز هم در این مقوله خواهم نوشت ……

جام ملتهای اروپا 2012 محصول مشترک لهستان و اوکراین – با بازیکنان کهکشانی تیم خود را انتخاب کنید

تا ساعاتی دیگر یکی از مهم ترین رویدادهای ورزشی سال 2012 آغاز خواهد شد ، جام ملتهای اروپا  اینبار محصول مشترکی از دو کشور اوکراین و لهستان با حضور 16 تیم نوید رقابتهای جذاب و دلنشینی را میدهد .

با آغاز این رقابتها  و حضور بیشتر تیمهای صاحب سبک در فوتبال  میتواند همزمان با هیجان ، درسهای بزرگی برای دیگر کشورها داشته باشد .

فوتبال ورزشی که امروز به یک اقتصاد پول ساز تبدیل شده و اوضاع اقتصادی در دنیا کمتر توانسته بر آن اثر بگذارد و حتی این توپ گرد بوده که اوضاع اقتصادی کشوری را متحول کرده  .

 برگزاری منظم دیدارها و کشاندن میلیونها بیننده به شهرها و ورزشگاهها از یک سو و شناخته شدن  فوتبالیست ها و راهی شدن به کشورهای دارای لیگهای معتبرتر باعث  رشد اقتصادی چندین باره شده ، رقابتهایی که کشورهای کوچک با رونق کمتر  را به چرخه اقتصاد باز میگرداند و شاید یکی از دلایلی که تا ساعاتی دیگر دو کشور لهستان و اوکراین میزبانان مشترک آن هستند راهی را برای این دو کشور کوچکتر باز خواهد کرد تا بتوانند حرفهای تازه تری برای آینده  به نمایش بگذارند آینده ای که در آن باید منتظر بود و دید به واسطه توپ چه منفعتهایی را نصیب لهستان و اوکراین خواهد کرد والبته  شاید اینبار ورق برگردد و اوضاع نامناسب اقتصادی در اروپا تاثیر خود را بر روی این بازیها قرار دهد، باید دید ……………

اما با همه آنچه که بیان شد حضور تیمهای سرشناس اروپائی و بازیکنان طراز اول آنان باید رخدادی بزرگ را رقم زند جائی که ستارگانی همچون :

آندره آرشاوین ،یوری ژیرکف ،رومان پاولیوچنکو  از روسیه

پتر چک ، توماس روسیچکی ، میلان باروش از چک

وویسنیخ ژشنی ، روبرت لواندفسکی از لهستان

کوستاس کاتسورانیس ، گیورگوس کاراگوئیس از یونان

فابیو کوئنترائو ، رائول میرلس ، نانی ، کریس رونالدو از پرتغال

رافائل فان درفارت ، وسلی اسنایدر ، مارک فان بومل ، درک کویت ، آرین روبن ، کلاس یان هونتلار، رابین فان پرسی  از هلند

مانوئل نویر ، فیلپ لام ، باستین شوانشتایگر ، سامی خدیرا ، ماریو گوتزه ، میروسلاو کلوزه ، ماریو گومز ، توماس مولر ، مسوت اوزیل از آلمان

سیمون کایر ، نیکلاس بندتنر ، کریستین اریکسن از دانمارک

ژرار پیکه ، سرخیو راموس ، سسک فابرگاس ، ژاوی ، آندرس اینیستا ، ژابی آلونسو ، داوید سیلوا ، خسوس ناواس ، فرناندو تورس ، پدرو ، ایکر کاسیاس از اسپانیا

جان لوئیجی بوفون ، جورجیو کیلینی ، دانیله دروسی ، آنتونیو کاسانو ، آندره آپیرلو از ایتالیا

شی گیون ، جان اوشی ، دامین داف ، رابی کین از ایرلند

ایویکا اولیچ ، لوکا مودریچ از کرواسی

اشلی کول ،جان تری ، استیون جرارد ، فرانک لمپارد ، وین رونی از انگلیس

زلاتان ایبراهیموویچ از سوئد

گائل کلیشی ، فلیپه مکسس ، حاتم بن عارفا ، سمیر نصری ، کریم بنزما ، فرانک ریبری از فرانسه

آناتولی تیمو شوک ، آندری شوچنکو از اوکراین

و حضور مربیان همچون : لوران بلان ، روی هاجسون ، جیوانی تراپاتونی ، چزاره پراندلی ، ویسنته دل بوسکه ،یواخیم لوو ، برت فان مارویک ، فرناندو سانتوس ، دیک ادووکات

با این همه ستاره و فوق ستاره و مربیان نوگرا باید در انتظار فوق و یا ستاره جدیدی هم باشیم !

سریعتر تیم خود را انتخاب کنید و منتظر بازیهای تیم مورد علاقه خود در مدت یک ماهه بازیها باشید

هرچند در این خصوص باز هم خواهم نوشت و  درسهای آن را برای فوتبال خودمان بازگو خواهم نمود …..

نگارشی بر حضور دوباره مصطفی دنیزلی در فوتبال ما

آن مرد آمد .

آن مرد سوار بر اسب آمد .

آن مرد سوار بر اسب با خورجینی خالی آمد.

آن مرد سوار بر اسب با خورجینی خالی به زودی با خورجینی پر پول باز خواهد گشت .

چند خطی نگاشتم برای وضعیتی که هم اکنون در ورزش کشور  با آن روبرو هستیم ؛  در خصوص توانائی های مصطفی دنیزلی شکی وجود ندارد اما آنچه که در این خصوص بیشتر بحث است پولهایی است که در این نقل و انتقالات جابجا میشود و هیچ کس هم پاسخگو نیست شاید نیاز باشد نگاهی به مربیان سالهای اخیر پرسپولیس بیاندازیم

مربیان پرسپولیس :

1-علی پروین:از پنجم مهر 1377 تا اول تیر 1382

2- وینگو بگوویچ (کرواسی):از هفتم شهریور 1382 تا پایان سومین دوره لیگ برتر

3-راینر زوبل (آلمان):از 24 شهریور 1383 تا 30 خرداد 1384

4-علی پروین: از پنجم تیر 1384 تا 23 بهمن 1384

5-آری هان (هلند): از 27 بهمن 1384 تا 17 اردیبهشت 1385

6- مصطفی دنیزلی (ترکیه):از 18 شهریور 1385 تا 11 خرداد 1386

7-افشین قطبی:از 25 مرداد 1386 تا 30 آبان 1387

8-افشین پیروانی:از اول آذر 1387 تا 18 بهمن 1387

9-نلو وینگادا: (پرتغال) از 21 بهمن 1387 تا 6 خرداد 1388

10-زلاتکو کرانچار: (صربستان) 30 تیر 1388 تا 6 دی 1388

11-علی دایی: از 7 دی 1388 تا 20 خرداد 1390

12-حمید استیلی:از 31 خرداد 1390 تا 18 آذر 1390

13- مصطفی دنیزلی : …………………

با یک چرتکه ساده میتوان مبلغی را که به این مربیان پرداخت شده را جمع کرد و به یک عدد نجومی رسید ، حاصل این همه پولی که جابجا شده چیست  آیا امروز پرسپولیس میتواند به خود ببالد که حداقل دو بازیکن را خود ساخته وتحویل فوتبال داده است.

پرسپولیس صاحب چیست   ورزشگاه ، ساختمان ،مراکز استعداد یابی ، و مدارس فوتبال و…………….

پرسپولیس امروز فقط اسمی را می کشد که هیچ ندارد ، فقط سالها است که پول های بی حساب به این باشگاه سرازیر می شود و سرانجامی به جز هدر دادن این پولها نصیب فوتبال نمی شود ،

 سرمایه ملی  در اختیار مدیرانی ناکارآمد  که فقط برای سو استفاده ، بهره میجویند و این بار کج همینطور به پیش میرود و …………….

فوتبالی که فقط سر میبرد و پول مملکت را میسوزاند

در فوتبال ما و شاید مملکتمان همیشه سری برای بریدن هست و چندی بعد مجلس زاری آماده میگردد  و از خوبیها میگوئیم ، اما در فوتبالمان دیگر این سر بریدن عادتی اجتناب ناپذیر است .

از روزی که حمید استیلی سرمربی پرسپولیس شد  شاید کم نبودند آنان که از این اقدام حمید استیلی حمایت نکردند و نوشتارهای بسیاری بر این موضوع نوشتند ، اما چرا یکبار نباید به بررسی همه ناکامیها پرداخت دیروز حمید استیلی رفت همچنان که دیگران هم خواهندرفت .

 حمید رفت همچنان که علی دائی ، افشین پیروانی ، افشین قطبی ودیگر مربیان خارجی ….   رفتند ، ماحصل این رفت و آمدها چه شده است و فوتبال ما به کجا رسیده است ، فوتبالی که سالها از رقیبان دیرینه اش به عقب افتاده و نفس نفس زنان فقط در فکر طی مسیر است ، هیچ برنامه و هدف مشخصی ندارد ، ورزشی که چوب مدیریت ناکارآمد را سالها است میخورد ، مدیریتهای لحظه ای و البته سرپرست هایی که به واسطه رفاقتهای سیاسی به این صندلی ها میرسند و آماده پرواز به سوی سکوهای بزرگتر و پوشیدن جامه های فاخر تر در سیستم دولتی دارند .

 امروز دیگر دلخوش به داشتن دو سهمیه در فوتبال آسیا میشویم ، و هنوز لبخند بر لب ریاست فدراسیون فوتبال  نقش میبندد و شاید بر ما میخنند که عجب ……….. هر چه من میخندم و به باد میدهم هیچ اتفاقی نمی افتاد .

اما از دو روز گذشته که حمید استیلی رفت ، بار دیگر چرخه تکرار برایمان آغاز گشت ، حال مدیر نا آشنا به فوتبال که به اندازه کافی در همین مدت کوتاه سوتی داده است باید به یک انتخاب برسد اینکه کدام فرد بر روی نیمکت پرسپولیس خواهد نشست شاید آنچنان فرقی نداشته باشد ، زیرا با شرایطی کنونی همه مربیان علاقه وافری به داشتن این شغل هستند مربی گری برای تیمی که هیچ تشکیلات منسجمی ندارد و حتی کسی قرار نیست پاسخگو باشد  .

  چند صباحی بر روی نیمکت نشستن و بعد با جیبهای پر پول از باشگاه خارج شدن  و تکرار و تکرار ، فقط سری بریده میشود تا عطش پایان ناپذیر مردم علاقمند کمی فروکش کند ومدیر مربوطه باز باقی بماند و این چرخه معیوب ادامه ؛ و ادامه یابد  و دیگر امروز سر ، مربی بریده نمیشود بلکه این طرفداران هستند که سر بریده میشوند از یک سو فقط از آنان خواسته میشود که در ورزشگاه حاضر باشند و شاهد شکست تیم محبوبشان باشند و از سوئی دیگر شاهد و ناظر مدیریت ناکارآمد و مربیان لحظه ای و پولهای بی حساب و کتاب پرداختی باشند ..

 

تیم ملی والیبال حاصل کار گروهی است این بار آخر نخواهد بود اگر …

چند روزی است که اخبار پیروزی های تیم ملی والیبال ایران در مسابقات جهانی 2011 ژاپن   باعث شگفتی همگان شده و همه اخبار نشان از اعتراف به بازی های برتر تیم ایران دارد اما شاید تشویق این تیم و آرزوی موفقیت برای بچه ها یکی از اولویت ها باشد و از سویی دیگر شاید شگفتی دیگر آنجایی رخ داد که اینبار موفقیت ورزشی در سایه یک  تیم و یا به زبان  بهتر حاصل یک کار گروهی اتفاق افتاد .

هرچند صبح امروز والیبال ایران در برابر آمریکا باخت را پذیرفت اما شاید این آغازی باشد برای

 همان جائی که سالها بیان میشد که ایرانیان کار گروهی را نمیتوانند انجام دهند و حتی فرهنگ کار گروهی ندارند ،  اما اینبار ثابت شد که میتوان با داشتن یک هدف و یک مدیریت و البته مربی کاربلد به موفقیت رسید ، آری این درس بسیار بزرگی برای ما باید باشد شاید اینگونه موفقیت ها در رشته های دیگری هم به وقوع پیوسته باشد اما آنچه که مسلم است این پیروزی رنگ و بویی خاص داشته ودارد ، شاید وقت آن رسیده باشد که این درس را در دیگر ابعاد زندگیمان بررسی کنیم و به این حس برسیم که میتوانیم در کنار یکدیگر و با کمک همدیگر به موفقیت های بسیار بزرگتری همچون آزادی  رسید

آری آزادی در گرو در کنار هم بودن و با هم اندیشیدن و حتی عقاید متفاوت داشتن حاصل خواهد شد ……………

تیم ملی والیبال حاصل کار گروهی است این بار آخر نخواهد بود اگر باور کنیم که می توانیم با هم باشیم

علی پروین مدیر فوتبال پرسپولیس ، کارت سوختی در دسترس

برگشت به عقب آنچنان سرعت گرفته که کسی را یارای نگه داشتن آن نیست  .

ماجرا با آمدن سردار سوخت رسان و رفیق سفره احمدی نژاد سردار رویانیان به صندلی مدیریت باشگاه پرسپولیس شروع شد .

 داستان تکراری  ورود افرادی که هیچ سابقه مدیریتی ندارند آغاز گردید و چه بهتر در بدو ورود برای محکم کردن پایه های این صندلی از افرادی سود جست که در میان علاقمندان پرسپولیس مقبولیت بیشتری دارند و چه شیوه ای است سوار شدن بر نام دیگران و بهره وری جستن از آنان .

آری این داستانی است که سالها در تکرار است با ورود رویانیان ، علی پروین مرد موفق سالهای نه چندان دور باشگاه باز گردانده شد تا بتوان از او سود جست و در همین اثنا  آرام آرام همه کارها را به او محول کرد تا اگر موفقیتی حاصل گردید نتیجه نبوغ فکری سردار باشد و اگر شکستی در کار بود چه فردی بهتر از علی پروین تا سبیل تیر شود و همه چیز بر گردنش انداخته شود و آقایان به راحتی ادامه حیات دهند و این داستان از دو سه روز قبل وارد فاز جدید خود شد علی پروین مدیر فوتبال پرسپولیس گردید و دیگر تا مستطیل سبز قدمی بیش فاصله ندارد و علی آقا هم که از گرفتن این سمت شادان گردیده ذوق زده وارد  گود گردید و اعلام کرد در تمام مسائل فنی دخالت خواهد کرد این یعنی همان اتفاق خوشایندی که سردار برایش نقشه کشیده بود و چه راحت مرد پر تجربه قرمزها در دام افتاد حال باید نظاره گر بود و دید این گردونه دوباره چگونه علی پروین را خارج خواهد کرد ، مردی که دیگر شاید مانند دهه قبل مشتاق نداشته باشد و دلیلش همان گردابی باشد که با دستان خود درون آن فرو افتاده است

 فقط در انتها به علی آقا میتوان گفت مواظب کارت سوختت باش تمام نشود که در آن موقع حتی شارژ توسط سردار هم نتیجه ای نخواهد داشت