وقتی آنها می توانند و ما …….

دیر زمانی است جعبه جادوئی  با نمایان ساختن ابعاد زندگی شخصیتها سبب آشنا شدن مردم با بزرگان و تاثیر گذاران در تاریخ یک کشور و یا جهان می شوند  ، هر چند در این عرصه نیز گاه با چهره های مخدوش و یا دستکاری شده نیز روبرو شده ایم  اما در اصل موضوع که خود باعث ایجاد نوعی ارتباط با تاریخ می گردد را نمیتوان انکار کرد ……

در چند وقت گذشته سریال ترکی به نام حریم سلطان از شبکه های ماهواره ای در حال پخش است که زندگی یکی از شاهان دولت عثمانی به نام سلیمان را به تصویر کشیده است

MuhteshemTazeh.org-10

در این نوشتار با   نقش این شاه در تاریخ و آنکه چقدر با واقعیت مطابقت است یا نه بحثی نداریم . اما نکته مهم ببیندگان پرشمار این مجموعه و عکس العملهای خبرگزاری های داخلی نسبت به این سریال است  ، با آنکه شاید در شخصیت سازی و جلوه های ویژه آنچنان موفق نیست اما ساختار داستان و تاثیر دیالوگ و گفتگوها کار خود را کرده و تماشا چیان را مشتاق به دیدن نموده و حتی استفاده ابزاری شبکه پخش کننده از تبلیغات و آگهی های بازرگانی بیشمار تیز تاثیری در کم شدن اشتیاق برای دیدن مجموعه نمی شود ….. شاید در ذهنمان نقش بندد که ما هم سریال های این چنین داشته ایم .. ابوعلی سینا ، سربداران ، .. و اوج این مجموعه ها هزار دستان کاری از استاد علی حاتمی را میتوان نام برد اما چرا دیگر امروز خبری از این دست کارها دیده نمیشود هر چند بسیار سریال با عنوانین متعدد و هزینه های گزاف ساخته شد ولی هیچ گاه آنچنان موفق نبود و در اذهان باقی نماند سریالهایی که بیشتر در خصوص مذهب و  امامان شیعه پای ریزی گشت …. شاید باید یکی از نکات ویژه را همین جا پیدا کرد : شاه سلیمان با آنکه یک شاه است اما یک انسان است با تمام سیاهها و سپیدها …  .

او میتواند با آنکه فرد اول دولت است عاشق باشد  و زنان حرمسرا داشته باشد و باز هم در هوس دیگر ………. اما با آنکه به گواه خود تاریخ  پیامبر و امامان شیعیان  نیز کم و زیاد نیز همین خصیصه را با خود داشته اند اما همیشه  در هنگام نمایان شدن یا حذف شده اند و یا دگرگون شده نمایش داده شده است چرا با آنکه آثار موفقی داشته ایم امروز در حسرت دیدن یک سریال پر ایراد هستیم  و از سوئی دیگر شخصیتهای بزرگمان را  به دست فراموشی سپرده ایم و تاریخ پر رنگما ن هر روز محوتر شود شاید باید منتظر ماند تا که دوباره علی حاتمی برگردد و …….

و ما مسافران سمجی هستیم که به این زودی‌ها قصد ترک هتل را نداریم در هتل همه با هم مهربانند. چون همه میهمانند حتی این وضع در مورد منم که مقیم دائم هستم رعایت میشه. جالبه برای ما پیرها جالبه زندگی عادی روزانه رو با شور و هیجانات مسافران از راه رسیده و یا در حال رفتن مطبوع کنیم.  بخشی از دیالوگ هزار دستان

نگاهی دیگر به فیلم نارنجی پوش

 

اینروزها با  پیشرفت تکنولوژی ،   با امکانات کامل میتوان در خانه فیلم  دید صحنه ها را جلو و عقب برد و به بررسی آن پرداخت

 نارنجی پوش با کارگردانی داریوش مهرجوئی .

  محیط زیست دغدغه امروز ، کج فهمی و نادانی دولتیان و حاکمان این روزهای سرزمینمان  به جایی ایران  را رسانده که  صباحی دیگر زیستگاهمان به طور کامل تبدیل به ویرانه ای خواهد شد . شاید دیدن زباله در هر جائی به عادی ترین موضوع روز تبدیل شده ، ریختن آشغال از پنجره خودرو به بیرون را کسی نمیتواند بگوید ندیده است ،

بازگوئی این مسائل از زبان مهرجوئی و دغدغه او برای نمایان ساختن این مشکل بسیار زیبا بود اما در بسیاری از مواقع با مخلوط کردن این موضوع با بحث زن و شوهری که برای رفتن به خارج از کشور با هم مشکل دارند سبب دور شدن و دور ماندن از موضوع میشد

 اما شاید باید نگاهی دیگر به موضوع شغل و پیشه  داشت مسئله ای که در ایران به سبب فرهنگ جاری جامعه بسیار حاد است و نوع شغل برای خاتواده ها و حتی جامعه بسیار مهم است

 رفتگر ، همان که بسیاری از اوقات به سادگی از کنارشان عبور کرده ایم و شاید فراموش کرده ایم که اگر یک روز  بر سر کارشان حاضر نشوندچه بر سر شهرمان خواهد آمد باید بپذیریم همچنان که جامعه به یک پزشک نیازمند است به رفتگر هم نیازمند است

با همه آنچه که گفته شد باز هم بیشتر میتوانست پرداخته شود تا به طور کامل جامعه در برابرش ببیند چه اتفاقی در حال به وقوع پیوستن است

امروز که جامعه در یک بی تفاوتی محص گرفتار   است  شاید فقط یک تلنگر کافی نباشد اما تبلیغات شهرداری و همه آنانی که مسئولیت مستقیم در برابر محیط زیست دارند میتوانست کمک بهتری هم به فیلم  کنند و هم برای بیشتر درگیر شدن جامعه با این موضوع ، به هر حال این پایان نیست و شاید بازگشائی راهی باشد برای بیشتر نمایان کردن محیط زیستمان و حفظ و حفاظت از آن ……….