او با ما ماند و زندگی شیرین خواهد شد ….

 

سحرگاه هان  شیخ در خیابان فریاد بر آورد که او با ما ماند ،  اهالی که تازه از خواب شب هنگامان برخواسته بودند و منتظر اتوبوس ، تاکسی  در صف کز کرده ، به شیخ می نگریستند …..

شیخ گفت : اوباما باز هم رئیس جمهور آمریکا ماند ….

زن نگاهی به پاکت شیر در دستش کرد و به مغازه دار گفت : باز امروز هم گران شد …..

مرد نگاهی به روزنامه کرد و گفت : قیمت خودرو باز هم گران تر شد ….

جوان کتابهای زیر بغل را جابجا کرد و رو به راننده تاکسی گفت : تا دیروز 1400 میگرفتی امروز 1600  …..

مرد دیگر عینک خود جابجا کرد و صدایش را صاف کرد و بسیار سیاستمدارانه رو به شیخ گفت : خوش خبر باشی اوباما که با ما باشد پس دیگر اقتصادمان گل و بلبل می شود و آقایان مذاکره میکنند و همه چیز  ارزان ، ارزان و ارزان تر خواهد شد ………………….

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: