آخرین اخطار :شما تمکن مالی دارید فورا به سایت رفاهی مراجعه کنید !!!!

بعد از گذراندن یک روز پر ترافیک و شلوغ تازه به خانه رسیده بودم ،  لباسهام را عوض نکرده بودم که صدای خانم از آشپزخانه به گوش رسید ببین تا لباسهات را عوض نکردی بیا این لیست خرید رو از رو میز بردار و خرید کن ،

از لبه اوپن آشپزخانه  کاغذی کوچکی را برداشتم این هم جز ویژگیهای همسرم بود باید از همه چیز بیشترین استفاده را میبرد و به نوعی بهره وری کامل .

لیست پر باری بود از مرغ تا میوه و از دستمال کاغذی تا شوینده ….. نگاهی به خانم انداخته و گفتم مگر همه اینها تمام شده …. نگاهی به من انداخت و با لبخندی که همه چیز در آن میتوانست باشد گفت : آقا تو اصلا یادت هست آخرین باری که برای خرید رفتی ، یا من خرید کردم کی بود ….

 دیگه جای هیچ صحبتی نبود کت رنگ و رو رفته  را بر دوش کشیدم و درب آپارتمان را بستم ، نفس راحتی کشیدم که حداقل بچه خونه نبود وگرنه این لیست تا به کجا میرسید ……..

آقا یکی از اون مرغهات را برای من بگذار خیلی بزرگ نباشه ..

آقا میشه 9250 تومن … نگاهی به آقا انداختم و دست در جیب فرو کردم و شروع به شمارش نه یک بار بلکه سه بار … بفرمائید …..

مرغ  در کیسه به راه افتادم حسابم درست در نیامده ،  الان دیگه باید شروع به حذف کردن کنم  ، به جای سه نوع ،  دو نوع میوه بگیرم و دستمال هم …

صدای پیامک گوشیم برای لحظاتی به خودم آورد …..

با سلام شما در یک مغازه قصابی دیده شده اید که بیانگر تمکن مالی است . لذا فورا به سایت رفاهی مراجعه و از دریافت یارانه انصراف دهید !

خودم را جمع و جور کردم و به یکباره فریاد زدم آقا اشتباه شده من مرغ گرفتم و انهم یکی  ، پس از دو ماه و اندی  

به خودم آمدم دو سه نفری که از کنارم میگذشتند با لبخند از کنارم عبور کردند و پسرکی با انگشت من را به بابا و مامانش نشان میداد ..

یکبار دیگه نگاه کردم انتهای پیامک از طرف امین دوست  بسیار نزدیکم بود ، میخواستم گوشی را بر زمین بزنم  ، که انگار تازه بیدار شده بودم من که اصلا یارانه نمیگیرم از روز اول هر چه خانواده گفته بودند من مخالف بودم و میگفتم من که ….

از میوه فروشی بیرون زدم باز صدای پیامک گوشی به صدا در آمد

آقای … نظر به تمکن مالی ، لطفاً جهت انصراف از دریافت یارانه به سامانه refahi.ir مراجعه کنید.

سازمان هدفمندسازی یارانه ها

دیگه نتوانستم تحمل کنم میوه ها را بر زمین کوبیدم و گقتم ای  تو روحتون .. این یک کیلو خیار و 6 تا سیب را نخواستم ………

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: