رقص و پای کوبی خبرگزاری های فارس و رجا نیوز برای سعید ذاکری

عجب روزگار غریبی است آقایان به قدری کم آورده اند که دست به خود زنی میکنند ،  اصل اتفاق از آنجائی رقم خورد که یکهفته پیش سعید ذاکری دبیر سیاسی هفته نامه نهم دی توسط دادگاه ویژه روحانیت کشور به واسطه اهانت به رئیس مجلس در مقاله ای به نام علی لاریجانی از چه می هراسد دستگیر شد و در تمام این مدت آقایان بیکار نشسته و در پس پرده سعی در آزاد سازی وی کردند و بالاخره اقدامات آنان به نتیجه رسید و این روزنامه نگار آزاد گردید

 اما اقدامات بعدی آقایان بسی جای تعجب داشت آنجائی که  به رقص و شادمانی پرداختند ، تاج گل بر گردنش آویختند و لقب  آزاده بر رویش نهادند ؛  عکسهای بیشماری در خبرگزاری های خودی از این مراسم آنچنانی رونمائی کردند و از همه جالب تر خبرگزاری های فارس و رجا نیوز به این جشن و پای کوبی دامن بسیار زدند

اما دلیل کار این خبرگزاری ها جای تعجب زیادی باقی گذاشت ، چون  از ولایت مداران ذوب شده بعید بود که این چنین دهن کجی به قوه قضائیه ای کنند که مستقیم توسط رهبر عزیزشان  منصوب گردیده است همان قضائیه ای که از سال 88 تاکنون به شدت تحت حمایت شان بود و هر آنچه را که خواستند اجابت کرد و پرونده های بیشماری از آنان را مفقود کرد و پرونده های زیادی را به حمایت از لباس شخصی ها و ساندیس خوران گشود …. و این خود به مشابه آن مثل  تف سربالا  گردید …………………..

درحاشیه – موتورهای توربوفن مخصوص پهپاد در ايران ساخته شد

 

پانوشت : موتورهای توربوفن مخصوص پهپاد در ايران ساخته شد

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=117840

در حاشیه همایش بازرسین انتصابات مجلس

در حاشیه نشست جبهه پایداری برای انتصابات مجلس

حکایت شیخ و کبوتران پیام رسان

شیخ در کوی میگشت و فر یاد بر میاورد کبوتر دارم ، کبوتر .   اهالی گرد امده و به او می نگریستند ، از میان جمع فریاد بر آمد ای شیخ چه کاری است که پیشه کرده ای سالیان بیشماری است کفتر بازی از رونق افتاده و دگر در شهر خریدار ندارد ، همهمه بالا گرفت و از کوی صدای بالا میرفت و هر کس چیزی بگفت ، شیخ بر زمین شد و فریاد بر آورد کبوتر دارم کبوتر …… .

 جوانی خوش روی به میان در آمد و رو به شیخ بگفتا : ای شیخ کبوتر از برای من به چند  ، اهالی تعجب زده به او بنگریستند و صدا در آمد از آن میان تو را چه به کفتر بازی برو سراغ درس و کتابهایت ،

زنی دگر بگفت : این پسر همان بزاز محله است همان که سر از کتاب جدا نمیکند  ، زنی دگر چادر بالاتر برده و بگفت : عجب خجالت هم برایش کم است ، تو و کفتر بازی ، باز صدا در کوی افزون شد و از هر سوی  هر آنکس چیزی بگفت

جوان باز چهره گشود و بگفت شیخ ، آن سفید روی را میخواهم جوان است دگر ، و از برای پدر هم آن خاکستری  ، روی هم به چند .

 شیخ بنگریست بر جوان و بگفتا که با پدر حساب همی خواهم کرد و چند طاقه پارچه خواهم  و دست در جامه کرد و کاغذی به بیرون بکشید و ادامه همی داد حاکم بفرموده به جای عیدی امسال کاغذی به ما اندر کنند و برای پیش از عید سال بعد ، سکه ای به ما بنمایند ،  کاغذ را با کبوتران به پدر همی داده و طاقه پارچه ای  ببرده که فرزندان از برای عید،  لباسی نو بر کنند …

شیخ دست در قفس بگفتا این کبوتر سفید و این خاکستری ، از میان جمع صدا برآمد کنار ، کنار منم  نماینده حاکم،   باید که بدانم اینجا چه خبر است ، صورت گرد و ریشهای آویزان به جلو همی شد ،  کبوتران ، شیخ و جوان را بنگریست و رو به جوان بگفت  باز هم خلاف ای جوان ،  وای مصیبتا که چه بر ما رفته  و دل ودین هر دو از دست بداده اید

تو چه میخواهی مگر نگفتیم کتاب ممنوع ، فیلم قدغن ، ایمیل خلاف  ، و اینترنت جاسوس و سیم ها را مسدود کردیم باز به دنبال چیستی ؟؟ 

جوان بگفت : کبوتر سفید از آن من که بفرستمش به آن دورها تا که برایم پیغامی آورد و برایم دو خط نوشته ای تا که فهمم آنان کجایند و من … و خاکستری از آن پدر تا که حسابش را با تاجر آن ور آب  به روز کند و….

 ریش آویزان فریاد بیاورد که از امروز کبوتر از برای جوان و پیر هم قدغن ……

شیخ بساط جمع کرد و به راه همی افتاد و میگفت : کبوتر دارم ، کبوتر مجاز ، فقط از برای کفتر بازان …………………………..    

در حاشیه – ارائه بودجه سال 91 به مجلس از طرف احمدی نژاد

آیا دولت ایران میتواند بوسیله پاکستان و افغانستان راهی برای دور زدن تحریم های اقتصادی پیدا کند ؟

این روزها دولت بهمراه اتاق های فکر پنهانشان هر آنچه را که در چنته دارند رو میکنند و در پی دوستان جدید به کشورهای همسایه رهسپار شدند .

ترکیه دیگر آن کشور رفیق بی چون و چرا گذشته نیست منافع ترکیه در حفظ موقعیت خویش است و از سفره حاکمان ایران گامی به عقب برداشت  تا بتواند روند خود را ادامه دهد ،

متحد دیگر سوریه ، امروز درگیر مسائل داخلی است و در این شرایط فقط  خواهان کمک رسانی و همفکری است برای برون رفت از بحران و پایدار کردن صندلی حاکمیت خویش ، دیگر بشار اسد و  سوریه هم نمی تواند میانجی  دولت ایران باشد ،

 کشورهای جنوب خلیج فارس هم به طور کامل راهشان را از جمهوری اسلامی جدا کرده اند و در صف متحدان بر علیه ایران ایستاده اند آنها هم منافعشان در حفظ شرایط موجود است ،

 از جنوب به شمال میرویم و کشورهای حاشیه  دریای خزر که رابطه ای با ایران داشته اند امروز  رابطه شان تا حدودی تیره و تار گشته و با سرمایه گذاری هایی که کشورهای غربی و آمریکا در این مناطق آغاز کرده اند راه آنان هم از جمهوری اسلامی جدا شده ،

چند روز پیش احمدی نژاد به همراه هیئتی به پاکستان رفت تا آنجا به اتفاق افغانستان به دنبال متحدان جدید باشد ، تلاشی جدید برای ایجاد رابطه دوستانه و بطبع استفاده از این موقعیت برای دور زدن تحریم های اقتصادی بر علیه ایران بود ، در چند سال گذشته ایران به واسطه کشورهایی چون ترکیه ، آذربایجان ، ارمنستان ، امارات و ….. اجناس اروپائی و آمریکائی را با نام این کشورها خریداری و سپس با پرداخت هزینه هایی گزاف اجناس را وارد کشور میکرد و از سوئی دیگر با تاسیس بانک و شرکتهایی مستعار به تجارت مشغول بودند و تا حدود بسیاری تحریم ها  را بی اثر نمودند

  اما با  عوض شدن استراتژی آمریکا و غربی ها این کشورها هم به مرور روابطشان با ایران تیره و تار گردید و این شاید آخرین تیر جمهوری اسلامی برای فرار از تار به دور خود تنیده بود

جدا کردن افغانستان و پاکستان از صف متحدین آمریکا و پیوستن به ایران و ایجاد یک شاهراه جدید برای مبادلات تجاری.

 امکانی که در این خصوص هنوز تردیدهایی وجود دارد انعکاس مذاکرات انجام یافته در خبرگزاری ها نشان از تلاش احمدی نژاد برای نشان دادن آمریکا به عنوان عامل مشکلات و از طرف دیگر حمایت های حامد کرزای از آمریکا تا حدود بسیاری این رابطه را با علامت سئوال روبرو کرده است و شاید باید منتظر آینده بود که آیا دولت ایران از شکاف به وجود آمده در روابط پاکستان با آمریکا توانسته بهره برداری کند و یا حلقه آخر برای فرار با شکست روبرو خواهد شد و دولت ایران اینبار از تحریم ها نمیتواند عبور کند ……………

ژاپن در کمتر از یکسال مناطق زلزله زده را بازسازی میکند و شهرهای خرمشهر و بم و … هنوز منتظرند

وقتی از خیابان ها و کوچه ها گذر میکنی ؛ وقتی به خرابه ها نگاه میکنی هنوز بوی باروت و چوب سوخته  را در بینی احساس میکنی ، اینجا خرمشهر است همان جائی که سی و اندی قبل برای خودش برو و بیایی داشت  اما با گذشت بیست و سه سال  از پایان جنگ چهره  شهر همانگونه است ، امروز ساکنینش در بدترین شرایط زندگی به سر میکنند و حتی از داشتن آب محروم هستند ، حال با بازگو کردن این پرونده از کشورمان هر چه قدر که بتوان نوشت کم است بعد از  بیست و سه سال  شهر به دوران قبلش  باز نگشته  و فقط اثری از دوران پیش در خود دارد.؛

به  بم همانجائی که هشت سال قبل زلزله مهیبی آمد قدم میگذاری   ویرانه ها هنوز باقی مانده اند و شهر به قبل از زلزله باز نگشته است 

اما در همین چند روز گذشته تصاویر بازسازی مناطق ویران شده ژاپن در زلزله و سونامی منتشر شد ؛

زلزله  و سونامی که حدود یکسال از آن گذشته است ، بعد از دیدن تصاویر و آنچه که بعد از جنگ با عراق و زلزله  بم و…. میتوان دریافت کرد چگونه آنان توانستند و ما هنوز در ویرانه ها بسر میبریم .

چگونه میتوان پذیرفت که یک کشور در مدت کمتر از یکسال توانسته باشد اثرات باقی مانده زلزله را تا حد بسیاری از شهرها پاک کند و زندگی مردم تا حدود زیادی به شرایط عادی برگردد ،

و حتی در این بازسازی نخست وزیر و ….. را به استعفا برساند ، اما در کشورما آقایان فقط با داد و فریاد و گرفتن تریبون، سخن از بهبود وضعیت کنند ولی هنوز اثرات جنگ را در جای جای شهر های جنوبی و جنوب غرب  شاهد باشیم و ویرانه های به جای مانده از زلزله هنوز در کوچه ها نمایان باشند

دولت ژاپن را باید عدالت مدار بنامیم یا  دولتهای چندین دهه اخیر کشور را ، به کدام دولت باید افتخار کرد ، دولتی که برای مردم ارزش قائل میشود و در کنار مردم است و یا دولتی که فقط منافع خود را در نظر میگیرد و از برای رسیدن به اهداف خود حتی از بین بردن انسانهای کشورش هم ابائی ندارد ،

دولتی که همه معایب خود را می بیند و در برابر مردم سر تعظیم فرود می آورد و تلاش می کند تا پاسخگوی ملتش باشد  و یا دولتی که برای داشتن بمب  و سلاح هسته ای حاضر میشود ملتش را فدا کند

آنان میتوانند ، چون دولت جزئی از مردم است و در میان آنان است و ما نمی توانیم چون دولتمان تافته ای جدا بافته از ملت و سرزمینمان است …………

ماجرای شیخ که تخم گذاشت و حکیم که در پی مداوا آمد

شیخ در کوی گیوه به بغل  میگشت وهمی میگفت من تخم گذاشتم ، اهالی بر کوی ریخته و یقه او برگرفتند که فلانی این چیست که بر زبان آوری ، و او دست بر جامه کرد و تخمی را نمایان ساخت و همی گفت این تخم از آن من است و ادامه داد  شب از نیمه رده شده بود که همی احساسی در من ظهور کرد و بعد از چندی  تخمی در رختخواب همی نمود پیدا کرد

 تخم را در دستانش حرکت داد و باز فریاد برآورد من …………

با صدای شیخ اهالی جمع میگردیند و همه در شگرف از آنچه که شیخ برزبان میاورد به او مینگریستند ، چند نفری گام پیش نهادندی و گفتند  حکیم صدا کنید که این بدبخت از سر تهی شده و باید که فکری از برش کرد ……………….

حکیم را بر کوی آورده و نگاه بر چهره شیخ انداخت و بگفتا خلوت کنید تا که معاینه اش کنم و درد را تشخیص دهم ؛ مردم کمی به عقب تر رفته و حکیم دست شیخ در دست گرفت و شماره کرد نبض .

 سپس با او بگفت این چه سخنی است که میگوئی شیخ با لبخند بگفت : حکیم من سالمم و دردی بر تن ندارم ؛ شیخ جامعه اش را گشود  گیوه به زیر کرد و بنشست و نگاهی به اطراف کرد و ادامه داد چگونه است که من عجیبم و از برم حکیم و دوا کرده اید و از برای حاکم که هر روز سخن دگر میکند هیچ عجیب نیست

همان که در اختلاسش  صفرها  تا به انتهای کوی شد  و وزیرش آمد و گفت به من اعتماد کنید و مجلس نشینان به او آفرین گفتند و رفت ………

همان که معاون اولش دست در جیب مردم دستگیر شد و مدرک حکیمیش تقلبی از کار در آمد و پرونده اش معلوم نیست در کجا است …..

 همان که دادستانش حکم آزار مردم مینوشت و رفیق حاکم بود و بگفتند که معلق است اما هیچ نشد ………… همان که وزیرش میگوید هیچ کس در خط فقر در ایران نیست……

 همان که در معرض مردم بگفتا من پاک ترین دولت تاریخ دنیا هستم و بقیه برایش دست زدند و هورا کشیدند …….

شیخ دست از حکیم جدا کرد و به همه نگریست و جامه  بر کرد و گیوه ها به بغل گرفت  و فریاد بر آورد  من تخم گذاشتم  و بر  جمع نگریست  و   برفت ……………..

پانوشت : براساس کشف خروس تخم‌گذار چینی! – خبرگزاری تابناک – http://www.tabnak.ir/fa/news/226169

فردا در خیابان خواهم بود …… فردا بیست و پنج بهمن ………

فردا 25 بهمن است ، فردا قرار است با دوستانم جمع شویم ، فردا به خیابان خواهم رفت ، باز دوستانم را خواهم دید ،

اینبار نه به خاطر آنکه موسوی و یا  کروبی  درخواست حضور در خیابان دادند و نه به دلیل تائید شاهزاده رضا پهلوی برای حضور در راهپیمائی ،

اینبار به خیابان خواهم رفت چون هموطنانم در خیابان هستند ،

 اینبار در خیابان خواهم بود ؛ دلم برای دوستانم محمد و صانع و …. جواد و ندا و ترانه و….. تنگ شده است،

اینبار در خیابان خواهم بود تا بار دیگر بگوییم  ما هم میتوانیم ؛ همانطور که بارها توانسته ایم

اینبار در خیابان خواهم بود تا بگوییم وطنمان را دوست داریم و برای آزادی سرزمینمان از پلیدی، فریاد آزادی سرمی دهیم.

اینبار در خیابان خواهم بود که بدانیم تنها زمانی که در کنار هم ایستاده ایم و دست در دست هم داریم می توانیم در مقابل دشمنانمان پیروز شویم.