فریاد از دزدان شهر که هر آنچه بود بردند

دی در شهر همی میگشت و فریاد بر میاورد دزدان  بر خانه زدند و هر آنچه در آن بود به یغما بردند  و روزگار گذشت .

 دزدان اکتفا نکرده دست بر جیبم همی برده و رای  بدزدیده و به راه ادامه دادند .

 گام بر میداشت و فریاد بر میاورد  دزدان در شهر هر آن که  فریاد برمیاورد و داد خواهی میکرد به یغما برده و در گوشه ای به حبس کشانیده .

  باز به اطراف مینگریست و فریاد بر میاورد دزدان دست بر خزانه شهر فرو کرده  و میلیاردها بدزدیدند و برفتند

 این هم بگذشت تا آنکه دزدان دست بر کابل برده  و اینترنت را قطع کردندی تا آنکه جمع دزدان به راحتی وارد قانون شوند و دستانشان را در هر آنجایی که باقی مانده فرو کنند و این داستان ادامه یابد

باز فریاد برمیاورد که :

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید
گیرم که می زنید گیرم که می بُرید گیرم که می کُشید با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: