از کش ندهید خامنه ای تا مصلحت نیست دست پروده ها

خبرگزاری بولتن نیوز در مطلبی طرح استیضاح وزیران دولت دهم را آب به آسیاب دشمن ریختن اعلام کرد

از روزی که رهبرتان با کش ندهید وارد شد و نمایندگان از ترس جامه بر چیدند و سخنی بر زبان نیاورند گذشت ، حال با سخنانی جدیدتر آشنا شدیم ” هيچ مصلحت نيست، نمایندگان ملت به دنبال چه چیزی در این پرونده می گردند؟ آیا برآیند این اقدام نمایندگان آب در آسیب ریختن در آسیاب دشمن نیست؟”

چه چیزی مصلحت نیست  منظورتان  از مصلحت چه می باشد اینکه کسانی به اموال مردم دست درازی کنند و بقیه همه سکوت کنند چون شما و رهبرتان صلاح نمی بینید ، از چه می ترسید اگر  مثل های قدیمی رابیان میدارید در برابرتان مثلی قدیمیتر میگذاریم : آنچه عیان است چه حاجت به بیان است  .

اگر شما و رفیقانتان در همه دست درازیها نقشی ندارید پس نگران چه هستید بگذارید از هر کس سئوال شود به جز این است که ممکن است با اولین سئوال  آخرین جواب هم بیرون بیاید ،

 آری مصلحت نیست که به دزدی رای مردم ، زندان و تجاوز و اعدام مردم بی دفاع  پاسخ داد

 آری مصلحت نیست کسی پاسخگوی سقوط هواپیما ها و مرگ انسانها باشد

آری مصلحت نیست کسی پاسخگوی بیکاری کارگران و تعطیلی کارخانه ها و کارگاهها باشد

آری مصلحت نیست کسی پاسخگوی دزدی اموال مردم باشد

آری مصلحت نیست حتی حرکتی کنید که با هر حرکتتان بوی فساد و کثیفیتان بیش از همیشه به مشام میرسد

رویانیان: دوچرخه ویژه زنان طراحی می کنیم تصور کن چگونه دوچرخه ای …..

فکرش را بکن جناب سردار فرمودند : عزم دولت بر طراحی دوچرخه ویژه بانوان است هر چند در ادامه آورده اند با حفظ رعایت شئونات لازم خواهد بود ، حال بیایید تصور کنیم که سردار و تیم تحت امرش چه دوچرخه ای را طراحی خواهد نمود

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته

1-                رنگ بدنه دوچرخه کامل مشکی است  چون هر رنگ دیگری برای بدنه سبب ایجاد نگاه می شود

2-                 زین دوچرخه وسیله زائدی است که باطبع حذف می شود  چون با شئونات اسلامی مغایر است 

3-                رکاب نباید استفاده شود چون رکاب زدن بانوان سبب ایجاد چشم چرانی می شود و …

4-                دوچرخه در چهار سمت خود دارای یک چادر متحرک خواهد شد که کامل دوچرخه و سوار خود را در بر خواهد گرفت البته رنگ چادر هم به اجبار مشکی است

5-                بدلیل پوشانده شدن کامل دوچرخه و سوار آن یک سیستم کامپیوتری به صورت آنلاین وظیفه ارائه مختصات مکان را به دوچرخه سوار ارائه خواهد داد تا بتواند مسیر خود را شناسائی کند.

6-                 چادر متحرک قرار گرفته بر روی دوچرخه فقط در دو حالت قابل جابه جایی است الف- در محل سوار شدن که از قبل پیش بینی شده   ب-در محل پیاده شدن که از قبل مکان و موقعیتش مشخص گردیده

7-                به منظور حفاظت از بانوان و حفظ شئونات اسلامی در فاصله یک متری از جلو و عقب و دو پهلو دوچرخه سوار چهار مامور از نیروهای ساندیس خور به همراه انواع سلاحهای مربوطه در حال حرکت هستند ، حضور ماموران جهت پیشگیری از نزدیک شدن افراد به دوچرخه سوار و همچنین جلوگیری از پیاده شدن دوچرخه سوار در مکانی به جز ایستگاه مورد نظر میباشد

8-                معابر ویژه ای جهت عبور دوچرخه سوار پیش بینی خواهد شد از خصوصیات خیابان های مذکور پوشیده بودن سرتاسری است به گونه ای که  قابل روئیت نخواهد بود

9-                بدلیل ایجاد همه این امکانات هزینه های مربوطه به صورت نقدی دریافت خواهد شد

10-             در پایان از حمایت مردم همیشه در صحنه تشکر میگردد و به امید هر بانوی ایرانی یک دوچرخه اسلامی

نامه ای برای حاتمی کیا ، طعم یک حبه قند

سلام ، نامه ام را بر تو مینویسم ،

 روزگاری برای دیدن فیلم هایت  چندین ساعت در صف سینمای هنوز نسوخته آزادی می ایستادم ،همان سینمای سر چهار راه تقاطع بهشتی با وزرا تهران یادت که نرفته .

یادش بخیر برای  از کرخه تا راین  بسیار گریستم ، هر چند به تکرار بارها آن را دیدم اما هر بار اشکهایم گونه هایم را خیس کرد

 زمان میگذشت سالها از پی هم آمدند وفیلمهایت  همه در یک نقطه  مشترک شدند ، آنجا که انسان هایت فقط باید در اصول باقی می مانند و حتی در جنگ مابین خود و بیرون میبایست شیشه را خرد کنند و خود باقی بمانند ، اما این جنگ مغلوب شده است و زمان زیادی از آن گذشته است

 آری تو به دنبال یک حبه قندی تا که کامت شیرین شود و فریاد زنی که به چه شهدی نصیبت شد اما واقعیت امروز همان یک حبه قندی است که تا بیاید کامت راشیرین کند نجوای  جدایی  نادر از سیمین در برابرت رژه می رود ، حبه قند در دهانت آب شد و صدای شلاق جوانانی را می شنوی که فقط نوشته اند ما معترض دولت هستیم ، نه صفحه را بنگر سکانس بعدی در پیش است صدا از زندان می رسد فریاد دختران و پسران است همان هایی که بی صدا معترض بودند نه این سکانس را نمی توان در خصوصش چیزی گفت فقط ببین تجاوز در کهریزک ، جرعه ای از چای را فرو بده  تلخ تلخ  ، صبر کن تصویر بعدی راببین  مادرانی را می بینی که در پارک لاله جمع شده اند همه دلیل  زندانی شدن فرزندانشان را طالب هستند و چای سرد شده دیگر نمی نوشی بنوش هنوز تصاویر باقی مانده کارگران را می بینی در گوشه نشسته اند کارخانه تعطیل و زندگیشان ویران شده ، به قندان نگاه نکن هر چقدر بخواهی حبه قند هست ،

 ببین هنوز میگویی چه تلخ است چای .  این حبه 194560  برای همان یک استکان چای است که بر میداری.

 ابراهیم جان بیداری ، بوی پیرهن سهراب  و نداها چه دلنشین است .

ابراهیم جان نادر دیگر جان ندارد از بس که کتک خورد و تهدید شد

ابراهیم جان سیمین چه با سکوت رفت از بس که صدای تجاوز شنید و تو خاموش ماندی

ابراهیم جان ………………………………….

علی پروین مدیر فوتبال پرسپولیس ، کارت سوختی در دسترس

برگشت به عقب آنچنان سرعت گرفته که کسی را یارای نگه داشتن آن نیست  .

ماجرا با آمدن سردار سوخت رسان و رفیق سفره احمدی نژاد سردار رویانیان به صندلی مدیریت باشگاه پرسپولیس شروع شد .

 داستان تکراری  ورود افرادی که هیچ سابقه مدیریتی ندارند آغاز گردید و چه بهتر در بدو ورود برای محکم کردن پایه های این صندلی از افرادی سود جست که در میان علاقمندان پرسپولیس مقبولیت بیشتری دارند و چه شیوه ای است سوار شدن بر نام دیگران و بهره وری جستن از آنان .

آری این داستانی است که سالها در تکرار است با ورود رویانیان ، علی پروین مرد موفق سالهای نه چندان دور باشگاه باز گردانده شد تا بتوان از او سود جست و در همین اثنا  آرام آرام همه کارها را به او محول کرد تا اگر موفقیتی حاصل گردید نتیجه نبوغ فکری سردار باشد و اگر شکستی در کار بود چه فردی بهتر از علی پروین تا سبیل تیر شود و همه چیز بر گردنش انداخته شود و آقایان به راحتی ادامه حیات دهند و این داستان از دو سه روز قبل وارد فاز جدید خود شد علی پروین مدیر فوتبال پرسپولیس گردید و دیگر تا مستطیل سبز قدمی بیش فاصله ندارد و علی آقا هم که از گرفتن این سمت شادان گردیده ذوق زده وارد  گود گردید و اعلام کرد در تمام مسائل فنی دخالت خواهد کرد این یعنی همان اتفاق خوشایندی که سردار برایش نقشه کشیده بود و چه راحت مرد پر تجربه قرمزها در دام افتاد حال باید نظاره گر بود و دید این گردونه دوباره چگونه علی پروین را خارج خواهد کرد ، مردی که دیگر شاید مانند دهه قبل مشتاق نداشته باشد و دلیلش همان گردابی باشد که با دستان خود درون آن فرو افتاده است

 فقط در انتها به علی آقا میتوان گفت مواظب کارت سوختت باش تمام نشود که در آن موقع حتی شارژ توسط سردار هم نتیجه ای نخواهد داشت   

عامل انفجار پالایشگاه آبادان ذوق زدگی !!!!!!!!!!!!!!!

جناب ضیغمی مدیر عامل شرکت ملی پالایش وپخش فراورده های نفتی در اظهار نظری شگفتی آور فرمودند عامل انفجار چند ماه قبل پالایشگاه آبادان ذوق زدگی بوده است .

نمی دانم ذوق زدگی از چه زمان وارد فرهنگ حادثه ما شده است ، آخر مگر رسیدن به آرزوی دوران کودکی است که ذوق زده شده اید مگر  کشیدن اولین بار  باروت چوب کبریت  بر سمباده جعبه کبریت  است ، که به کودکیمان احساس شعف و شادمانی میداد .

شما و مدیران زیرمجموعه تان فقط نظاره گر این ذوق زدگی بوده اید  و  افتتاح یک پالایشگاه در یک لحظه و بدون هیچ گونه هماهنگی قبلی انجام یافته است

حال اگر علت حادثه ذوق زدگی و عدم دلایل فنی باشد از تخلف شما و مدیرانتان کم می شود به جز آن است که عدم  توانمندیتان بیشتر ثابت می شود ،  البته شاید باید اینگونه جواب دهید در مملکتی که شما تصمیم گیران باشید باید که ذوق زده شوید ، چون به قول قدیمی ها شاید در خواب  هم نمی دیدید که به این  راحتی اختیار کشوری در دستانتان باشد و به سادگی برای هر اتفاقی از جیبتان جوابی در آورید .

اگر شما می توانید با همین جواب  آسوده بخوابید شاید جوابش را در آنجایی باید پیدا کرد که سالها است  جان انسانها برایتان بی ارزش است وگرنه چطور می توان باور کرد که باعث جان باختن بیهوده چندین نفر شد و به سادگی بعد از چندین ماه آن را بر گردن ذوق زدگی اتداخت  ،

 اینکه

چگونه میتوانید برای ذوق زدگی حکمی صادر کنید

چگونه میتوانید ارتباطش را با بیگانگان به زبان آورید

چگونه میتوانید بر پشتش تازیانه زنید

چگونه میتوانید در پشت میله ها به اسارت در آوردیدش

چگونه میتوانید طناب دار را برگردنش گره زنید

چگونه میتوانید محل دفنش را پنهان سازید .

با شما است .

توهین سلحشور به ما

دزد به خانه ما زد و هنوز ما خوابیم  نوشتارم را با این جمله آغاز کردم که بهتر بدانیم در ایران بر سر ما چه آمده است آقای سلحشور رفیق شفیق دیروز رئیس جمهور رباینده رای مردم و فردی که به واسطه همین رفیق بازی پرونده دزدی فیلم نامه خود را مخدومه کرد امروز در جملاتی  آنچه را که شایسته خود بود نثار هنرمندان این سرزمین کرد

هنرپیشه‌های زن ایران خودشان یک پا آنجلیانا جولی هستند و سینمای ایران باید هم برای ادامه فعالیت خود فاحشه بین‌المللی بیاورد. 

این عین جملات ایشان است چطور باور کنیم که ایشان به همین سادگی دهنشان را بار میکنند و هر طور که دلبخواهشان است نثار مردم میکنند شاید همه اینها در نتیجه کوتاهی های خودمان روی داده است ، آری دزد در خانه است و ما به دنبال دزد در بیرون خانه میگردیم

 امروز اگر به هنرمندانمان توهین میکنند

امروز اگر افکار پست و نیت پلید سران رژیم بیش از بیش درپی بی اخلاقی است و از هر راهی برای اینکار استفاده میکند ،

چه راحت بر پیکر پیمان معادی و ……. به جرم توهین به رئیس جمهور زدند

 امروز سلحشور سخنانی را برزبان میاورد که شاید حتی برای گفتنش بارها ، باید سرخ و سفید شد  چه کسی مسئول است تا بر پیکر این شیاد تازیانه بزند

آقای قوه قضائیه راحت بخواب که دوستانت بیدارند و هر آنچه را که شما از دستتان بر نمیاید به راحتی انجام میدهد  

آقای قوه مجریه استراحت کن از بس که بر پیکر جوانان این سرزمین زدی خسته شده ای و رفیقانتان آنچه را که شما واگذاشته اید به انجام میرساند

آقای نماینده خفته در مجلس نکند صدایی از شما بیرون آید شما از بس فریاد حمایت از دزد سر داده اید الان فرصت ندارید و هنجره تان باز نمی شود

آقای فرهنگ و ارشاد لبخند بزن و شاد باش که  پرچم شما را افراشته کرد و فرهنگ را به همگان چه عالی نشان داد.

آقای کیهان بر خود شاد باش  که رفیقانتان پا در ره شما عجب شاگردی پس میدهند

گزارش احمد شهید و توجیهات خلق الساعه خبرگزاریهای وابسته رژیم

احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد گزارش خود درباره وضع حقوق بشر در ایران را منتشر کرد ،

 گزارشی که از همان ابتدای  انتشار با سر و صدای روزنامه ها و خبرگزاریهای داخلی مورد توجه قرار گرفت خبرگزاریها به سرعت بر روی این خبر مانور دادند و حتی به مسائل شخصی احمد شهید پرداختند

و در توجیه ای جالب در برابر این گزارش موضع گیری کردند

 «گزارش احمد شهید در حالی منتشر شده است که وی اساسا اجازه نیافت تا به ایران سفر کند و مشخص نیست وی بر اساس کدام روش تحقیق اقدام به انتشار این ادعاها کرده است. و با نگاهی گذرا به صدها سایت ضدانقلاب می توان روزانه دهها خبر سازی و اخبار کذب درباره وضع حقوق بشر در ایران را مشاهده کرد.»

اما این خبرگزاریها به طور کامل فراموش کردند و همانطور که در تفکرات قرون وسطائی خود زندگی میکنند در تصورات خود اینگونه اندیشه بودند که اگر مانع ورود این گزارشگر شوند دیگر کار تمام است و هیچ کس نمی تواند پرونده ای برایشان بگشاید ، اما شاید امروز ضرب المثل مثل کبک سرش را دربرف میکند بیشتر برایمان مفهوم شود آقایان عصر ارتباطات ،دیگر نیازی نیست برای هر اقدامی حضور فیزیکی داشت اینبار واقعا در محاسبات اشتباهی بزرگ کردید وقت آن رسیده که با واقعیت روبرو شوید شما یا اعتقادی به این گزارش نداشته و ندارید پس جوابیه تهیه کردن از برای چیست و یا آنکه واقعا حتی در مغزتان پیش بینی هم نمی کردید که بشود این چنین گزارشی ارائه شود وبه جزئیات مسائل بررسی گردد ،

برای ما هم خوشحال کننده بود که گزارشی آماده شد که  سرفصل ها مورد نظر را داشت و به حقوق از دست رفته ما پرداخت به زندانیان ، اعدام ها و حصر شده ها و شلاق ها  همه و همه پرداخت امروز به جز صدای تک به تک ما گزارشی مکتوبی هست از وضعیت ما و آنچه که بر ماگذشته و میگذرد ،

 امروز فریاد ما تنها نیست و نخواهد بود ، امروز برای ما هم درس جدیدی بود درسی که در آن باید بدانیم برای موفقیت نیاز هست به همه عوامل چشم داشت و از همه راهها پیگیر مسائل شد تازه در راه هستیم و تا موفقیت کامل راهی بزرگتر در پیش داریم