پلنگ صورتی مروج سکولاریسم

سایت الف در مقاله ای با عنوان  ترویج سکولاریسم توسط پلنگ صورتی  شرحی نوشت بر این کارتون و  مختصری از داستان را اینگونه شرح داد  : دو همسایه پلنگ صورتی با یكدیگر درگیر شده اند. علت درگیری هم این است كه یكی از همسایه ها (كه سیبیل دارد ولی ریش ندارد) به ریش داشتن و سیبیل نداشتن همسایه دیگر معترض است؛ و بالعكس!

دراین خصوص لازم به یاد آوری نکاتی  فقط محض اطلاع هستم 
1-    بابت به یاد آوردن دوران کودکی متشکرم
2-    مدتها بود تلویزیون میلی ایران خاموش بود و از اینکه به یادمان آوردی که شبکه ی   میلی ایران هم وجود دارد متشکرم 
3-    فکر میکردم  که مدیریت سایت  انقدر دغدغه دارد که ساعت پخش برنامه های کودکان را فراموش کند
4-    البته نمیتوانم پنهان کاری کنم یعنی شما در ساعات اداری مجلس در حال تماشای کارتون هستید
5-    از اینکه چهره  پلنگ صورتی را بعد از نزدیک به نیم قرن برایمان نمایان ساختی متشکرم
6-    از کودکی تا به حال با خود فکر میکردم چرا این پلنگ صورتی هیچ وقت پیر نشد حال با تذکرتان متوجه شدم که چه در سر داشته است
7-    ولی خودمانیم از  پلنگ صورتی برای اینکه مفهموم سکولار را برایمان روشن ساخت متشکرم
اما برای پلنگ صورتی هم پیشنهاد میشود
1-    سریع نامه ای برای مقام ولایت مرقوم و خود را پیرو معرفی کن
2-    متن ندامت نامه خود را هر چه سریعتر تهیه کن
3-    با توجه به اقدام جمهوری میلی به راهپیمایی میلیونی کودکان در جهت محکوم نمودنت سریعتر مخفی شو

اما سخن تعدادی از مقامات در این خصوص

1-    جنتی دبیر شورای نگهبان فرمود : از ابتدای خلقت  در جهان این چنین موجودی نبود و من بودم وبس
2-    احمدی نژاد رئیس جمهور  فرمود : مدارک سکولار بودنت موجوده  نشونت بدم
3-    احمدی مقدم رئیس نیروی انتظامی فرمود : با پلیس اینترپل مکاتبه کرده ایم  و خواستار دستگیری شده ایم
4-    رحیم مشائی معاون رئیس جمهور فرمود :پلنگ صورتی از سران و همکاره جریان انحرافی است  نه من
5-    ضرغامی رییس سازمان صدا و سیما فرمود : برنامه 90 عادل از پس قطع خواهد شد تا حساب کار دست پلنگ صورتی آید ما پیرو ولایت هستیم 
6-    هاشمی رفسنجانی رئیس شورای مصلحت نظام فرمود: از همان ابتدا ما گفته بودیم سکولار هستم  و این عفت خانم همش میگفت ریش و سبیلت کو

ماجراهای کسری یک جوان ایرانی – همه چی آرومه – سی وپنج

کسری زودتر از همیشه رسید ، نگاهش کردم سکوت کرده بود و هیچ نمیگفت ، گفتم چرا اینقدر ساکت  .

جواب داد ببین حتی وقتی  فکر میکنی  شاید به یک حالت مناسب رسیدی باز هم میبینی هیچ اتفاقی نیافتاده و در همان حالت اول و شاید بدتر هستی ………………

نگاهی خاص بهش کردم و گفتم من که نفهمیدم چی میگی  یک هفته  بیشتر نیست همدیگر را ندیدیم  چرا اینطور شدی اتفاقی افتاده ….

کسری گفت : ببین شاید یک مقدار خسته شده باشم….

هفته پیش اشکان زنگ زد و گفت برات یک کار مناسب گیر اوردم بجنب خودت را برسون تا کار از دست نرفته  …………..

اشکان را که دیدم گفت یکی از دوستاش ، توی یک شرکت کار میکنه و گفته نیرو جذب میکنه و کلی از شرکت و محیطش تعریف کرده و تازه میگه مدیراش خودی هستند یعنی تو یک جبهه هستیم … تعجب کرده بودم و از سویی دیگر خوشحال به اشکان  گفتم زنگ بزن و یک قرار بگذاره ….

هنوز تلفن اشکان به دوستش تمام نشده بود که گوشیش دوباره زنگ خورد و اشکان گفت یک لحظه و نگاهی به من کرد و گفت کسری یک ساعت دیگه میدان…. خیابان …. میتونی باشی خود مدیر عامل میخواد باهات مصاحبه کنه  . نگاهی به ساعت کردم و گفتم آره …  سریع از اشکان جدا شدم و رفتم محل شرکت  …

شرکت خیلی بزرگ نبود و  وارد ساختمان  شدم   ابتدا با خودم گفتم بهتره اول برم و رفیق اشکان را ببینم و بعد برم دفتر مدیر عامل  …  .سراغ آقای رضائی را گرفتم و وارد اتاقی شدم  ، آقای رضائی را دیدم جوانی بود هم سن و سال خودمون ، باهاش کمی صحبت کردم و متوجه نشدم که از کارش راضی هست یانه جوابهاش همش دو پهلو بود …….

 با راهنمایش رفتم دفتر مدیر عامل . آقای احمدی با دیدن من بلند شد و دست داد و با خنده  سعی میکرد من را جذب کنه ؛ قیافه اش جوان بود و برعکس تصورم که فکر میکردم باید فرد جا افتاده ای باشد  نبود …

هنوز کلمه ای نگفته بودم که شروع  به سخنرانی در خصوص  شرکتش و فعالیتهاش کرد  ،به سرعت میگفت و بعضی مواقع  نفس کم میاورد میگفت میفهمی که چی میگم  ….

 لحن صحبت کردنش و نوع برخوردش قانعم میکرد که اینکار را بپذیرم .. به قول خودش میگفت من یک مثبت اندیش هستم و علاقه مند به شما جوانان ، والبته مخالف سر سخت دروغگوئی و یابه گوئی  و دوباره گفت میفهمی که چی میگم یعنی مخالف رئیس جمهورت هم هستم ….  

صبر کردم صحبتهاش که تمام شد گفتم ببخشید از کی رئیس جمهور این مملکت فقط شده متعلق به من ،  خنده ای کرد و گفت : خانم …. لطفا برگه های استخدام را بیاورید ؛ در همین لحظه خانمی وارد شد که بسیار دقیق در حال بررسی من بود و رو به ایشان گفت :  کسری …   هستند و با اشاره به خانم گفت رئیس خانه و کار بنده  همسرم که مدیر مالی شرکت هم هستند …..

 با پر کردن فرم ها و صحبت های بعدی قرار شد که از فردا سر کار حاضر باشم و با خوشحالی به خانه رفتم  فقط تو راه یک زنگ به دائی جان مامان زدم و گفتم یک هفته نمیتونم بیام مغازه و بعدش خواهم آمد البته اونموقع نفهمیدم چرا اینگونه صحبت کردم ، من که دلخوشی از مغازه رفتن نداشتم اما دائی جان مامان هم مخالفتی نکرد ……

روز اول   به شرکت رفتم به کمک آقای رضائی دوست اشکان میز و لوازم در اختیارم قرار داده شد و از همان لحظه کارم آغاز شد، اولین تلفن روی میزم آقای احمدی  مدیر عامل بود گفت کارت رابا ، بررسی وضعیت شرکتهای همکار  شروع کن و لیست تو کامپیوترت هست ، تعجب کردم برعکس آنچه که دیروز گفت و من را به مدیر اداری شان معرفی کرده بود و قرار بود با ایشان هماهنگ باشم خودش با من شروع به کار کرده بود ، طبق توضیحات دو سه جا زنگ زدم و با نفراتی صحبت کردم … یک ساعت بیشتر نگذشته بود که آقای احمدی دوباره زنگ زد و گفت برم دفترش …. ازم یک گزارش گرفت  و دوباره گفت برم مشغول شم ،

روز دوم –  توی زنگهایی که میزدم احساسی بهم میگفت انگار دارم بازی میخورم چون همه شرکتهایی که زنگ میزدم  قبلا باهاشون صحبت شده اونهم خود شخص مدیر عامل اینکار را کرده ….

روز سوم- دیگه رفتم پیش آقای احمدی و گفتم ببخشید یکی از شرکتهایی که باهاشون در تماس بودم اعلام کرده اند که با شما مفصل صحبت کرده اند و به توافق رسیده اند …. با حرف من کمی جا خورد و بسرعت خودش را جمع وجور کرد و گفت غلط کرده ، دروغ میگوید برو به کارهات برس ….

 هنوز از اتاق خارج نشده بودم که سریع صدایم کرد و گفت ببین میخواهم امروز یک رزومه توپ از شرکت درست کنی با بچه ها هماهنگ کن  خودشون بهت میگنند باید چیکار کنی ، با دو تا همکارها مشورتی کردم و به بررسی فایل ها پرداختم نه هیچ کدام از کارهای ذکر شده  توی رزومه های قبلی مربوط به شرکت نبود یعنی چی ، باز هم با بچه ها صحبت کردند و اونها هم  اظهار بی اطلاعی میکردند ولی میدونستم که دارند پنهان کاری میکنند … باز آقای احمدی و صحبت باهاش آخرین چاره بود ، ایشان اول گفت دروغ کی گفته نه بابا این فرق داره ببین اینجا من به کارفرماها اطلاعات میدم اشکالی نداره ، تعجب کردم گفتم ولی اطلاعات صحیح نیست دروغ است ، با نگاه به من گفت نه آقا برو به کارت برس ……..

روز چهارم- امروز یکی از شرکتهای طرف قرارداد درخواستی داشت  آقای احمدی صدایم زد و گفت هماهنگی ها با تو .

هنوز ساعتی نگذشته بود که فهمیدم درخواست کارفرما نه تنها حاضر نیست بلکه برای آماده کردن و ارسالش چند روزی وقت نیاز است گزارشش را به آقای احمدی دادم ایشان هم گفت میدانم اشکالی نداره برو بگو آماده است و ارسال شده ، گفتم آقا چند روزی فقط نیاز است ، اشکالی نداره یکی دو روز که گذشت تماس بگیر و بگو ماشین تو راه خراب شده دیرتر میرسه ، با نگاهم بهش گفتم دروغ بگویم ، به یکباره گفت نه آقا برو به کارت برس ….دروغ چیه ……..

روز پنجم -برای اولین بار مدیر اداری  را که قرار بود از روز اول باهاش کار کنم دیدم لیستی را به من داد و گفت ببر تائید مدیر را بگیر ، نگاهی به لیست کردم ، بیمه کارکنان بود نگاه دقیق کردن نام دو نفر بیشتر نبود یعنی بقیه چی ، آقای مدیر اداری عینکش را جابجا کرد و گفت آقای مدیر خودش میدونه چند نفری را از کارگاه برج سازی کنار دریاش رد میکنه و چند نفری هم که اصلا نیازی به بیمه ندارند خودشون هم ادعایی ندارند …. با گرفتن برگه ها به سمت دفتر مدیر عامل رفتم ، کاغذها را روی میز گذاشتم و گفتم چند تا از بچه ها اسمشون نیست ، سریع نگاهی کرد و گفت هیچ اشکالی نداره میدونم برو سراغ کارت ، با خودم گفتم باز هم دروغ …..

روز ششم – برای اعلام یک گزارش به اتاق مدیرعامل رفتم ، روزنامه در دستش بود و با دیدن من سعی کرد خودش را خیلی ناراحت نشان بدهد گفت ببین این رئیس جمهور دروغگو  و …  چی گفته : امروز می‌توان ادعا کرد که در تمام ایران حتی یک نفر وجود ندارد که محتاج نان شب باشد و به فضل الهی در آینده‌ای نزدیک اعلام خواهد شد که در سرتاسر ایران فقیری وجود ندارد

به روزنامه نگاه کردم وبه آقای احمدی نگریستم ، و با سکوت  از اتاق بیرون آمدم …  رضائی را در سالن دیدم  و گفتم یعنی تو هیچی نمیدونی چی  دور وبرت میگذره و وقتی ازت سئوال میکنم جواب نمیدی ، نگاهی کرد و گفت فکر میکنی باید چی بهت بگم اگر از اول میگفتم دو تا اتفاق میافتاد یکی اینکه یا پیش خودت فکر میکردی  دوست ندارم اینجا کار کنی و دوم اینکه با گفتنم من خودم هم اقرار کرده بودم و نمیتونستم بماننم و از سمت دیگه من ازدواج کرده ام و خرج و مخارجم بالا است پس نمیتوانم بیکار باشم  وبه این پول نیازمند هستم ، دستم را به سمتش دراز کردم و گفتم خداحافظ ……

حالا هم که اینجا هستم دارم فکر میکنم  چیکار بکنم برگردم پیش دائی جان مامان تو مغازه و همه شرایطش را بپذیرم یعنی به خودم هم دروغ بگم ، یا انکه برم شرکت دوباره و با همه آنچه که دیدم روزگار سپری کنم  فکر میکنم باید بخونم همه چی آرومه من چقدر خوشبختم

درباب تصحیح خسرو وشیرین

مدیر بخش فرهنگی نشر پیدایش درباره یكی از اصلاحیه‌هایی كه به این منظومه نظامی گنجه‌ای وارد شده، توضیح داد:

شكر لب داشت با خود ساغری شیر

به دستش داد كاین بر یاد من گیر

ستد شیر از كف شیرین جوانمرد

 به شیرینی چه گویم چون شكر خورد

چو شیرین ساقی‌ای باشد هم آغوش

 نه شیر ار زهر باشد هم شود نوش

چو مست از جام می نگذاشت باقی

ز مجلس عزم رفتن كرد ساقی

 مطرع «چو مست از جام می نگذاشت باقی» باید حذف شود.

مدیر بخش فرهنگی نشر پیدایش افزود: همچنین در صفحه 135 كتاب سطر 14 گفته‌اند «در آغوش كشیدن» حذف شود.

 كه این بخش از داستان درباره این است كه خسرو را در خواب كشته‌اند و حال شیرین زانو می‌زند و جسد خسرو را در آغوش می‌كشد.

وی درباره برخی دیگر از اصلاحاتی كه برای كتاب در نظر گرفته‌اند، بیان كرد: در صفحات 62، 81 و 82 كتاب هم چنین حذفیاتی اعلام كرده‌اند كه باز هم موضوعاتی چون به خلوت رفتن، آغوش، گرفتن دست و از اینگونه موارد مورد نظر بوده است.

درپی اصلاحیه هایی که به منظومه خسرو شیرین وارد گردیده

1-    با تلاش شبانه روزی سربازان غایب از نظر  نظامی گنجوی شناسائی گردید

2-    وزارت اطلاعات با بیانیه ای ضمن تاکید بر گناهکار بودن شخص نظامی گنجوی وی را جزفتنه گران نامید

3-    سخنگوی قوه قضائیه با اعلام رسیدگی سریع به این پرونده اعلام نمود فرد مذکور در آب بازی و خز بازی هم حضور داشته است که به اشد مجازات محکوم میگردد

4-    نیروی انتظامی خواستار برخورد شدید با دارندگان این منظومه به عنوان برهم زنندگان امنیت ملی شد

5-    سپاه پاسداران با توجه به حساسیت موضوع ، ارجاع این پرونده به سازمان متبوعش را خواستارشد و با توجه به امنیت ملی جز وظایف خود خواند

6-     سازمان بسیج مستضعفان آمادگی خود را جهت حضور در عالم دیگر برای حمایت از مردم ستمدیده توسط نظامی گنجوی ابراز نمود

7-    سازمان زندانها با توجه به کمبود زندان خواستار بودجه لازم جهت تاسیس زندانی جدید در عالم دیگر شد

8-    سازمان بهشت زهرا اعلام نمود درسامانه جستجوی اموات نام فرد مذکور ثبت نگردیده و اطلاعی از وضعیت ایشان در دسترس نمیباشد

9-رئیس ستاد کل نیروهای مسلح – سردار سرلشکر سیدحسن فیروزآبادی  اعلام نمود بنده قبلا  به اقدامات خلاف شئونات اسلام در جمهوری آذربایجان هشدار داده بودم وگفت : عاقبتی سیاه خواهد داشت.

10-سازمان جغرافیایی ایران ضمن بررسی اعلام کرد شهر مورد نظر در نقشه های  کشور یافت نشد

11-سازمان امور مالیاتی کشور اعلام کرد پرونده فرد مذکور بدلیل عدم پرداخت مالیات ارزش افزوده (شیر،شکر،شیرینی)در جریان رسیدگی میباشد.

12-سازمان صدا وسیما اعلام نمود ویژه برنامه ای با حضوراساتید در خصوص این نوع بی حرمتی و ساحت شکنی از شبکه اول سیما پخش خواهد کرد

13-آقای جنتی دبیرشورای نگهبان اعلام نمود ایشان یک آمریکایی بوده که در لباس مبدل این اشعار را بیان نموده و خواستار برخورد اسلامی با گویندگان افعال می ، رقص و آغوش شد  

14- مجلس شورای اسلامی ضمن تحصن در صحن مجلس با شعار مرگ بر صهیونیسم خواستار مقابله با این فتنه گر شد

15-نظامی گنجوی ضمن ارسال یک ایمیل فوری خود را از نوشتار خسرو وشیرین مبرا دانست

16- دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر   کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزو ست

سئوالات شرعی در ایستگاههای مترو

جهان نیوز نوشت : پاسخ به پرسشهای‌شرعی مسافران درمترو

طراح «طرح نسیم معنوی» در رابطه با حضور روحانیونی که برای پاسخگویی به سؤالات دینی مسافران مترو در ایستگاهها مستقر شده و این روزها مورد استقبال گرم مسافران مترو قرار گرفته‌اند گفت: 80کارشناس در 30 ایستگاه مترو پاسخگوی مسائل دینی  هستند

نکاتی را به اطلاع میرساند

1-      برای حضور در ایستگاهها لطفا ، استفاده از پله های برقی جدا خوداری نمایند ( باتوجه به اینکه در پی ایجاد فضایی روحانی هستند در بالا و پائین شدن از پله احساس خوشایندی نصیبشان میگردد )

2-     با توجه به ایجاد فضایی معنوی تر و برخورد نسیم بیشتری به آنان وارد محوطه ایستگاه شوند

3-     با توجه به اشتیاق مردم مقابل در ورود وخروج قطارها حضور بهم رساند که جمعیت مشتاق بیشتری لمس گردند

4-      در هنگام حضور در برابر قطارها محافظت از عمامه و عبا برعهده خود روحانیون محترم میباشد (در فضای روحانی ایجاد شده ممکن است در اثر اشتیاق مردم و هجوم به سمت دربهای قطار عبا و عمامه  ناپدید  گردد

5-     ممکن است در فضای روحانی ایجاد شده فشارجمعیت  بسیاری  بر آنان وارد شود خونسردی خود را حفظ نموده

6-     در اثر برخورد هر گونه شی سخت به بدنشان خوشحالی بسیار از خود بروز داده چون در این مرحله ماموریت به شکل صحیح انجام شده و این نشانه شور و شوق فراوان مردم است

7-     با توجه به شور وشوق جمعیت سئوالات مردم در هنگام فشار جمعیت به دربها در گوشتان زمزمه میشود پس گوش فرا دهید

8-    درفوران جمعیت به سمت درب قطار، هرگز برخلاف خواسته مردم به عقب بازنگردید این شور ونشاط بی پاسخ باقی خواهد ماند وسئوالات بیشماری بیجواب خواهد ماند

9-      در صورت ورود به  قطار هیچ نگران نباشید چون ماموریت تان وارد فاز جدیدی میگردد

به دلیل کمبود وقت در بخشهای بعدی اصول ایجاد نسیم معنوی در محدوده خود قطارها بررسی میشود

همگام با نیروی انتظامی ، پخش شیرینی

خبرجنوب نوشت :فرمانده انتظامی بوشهر گفت : برخی ماهواره داران بوشهری هنگام جمع آوری تجهیزات با شربت و شیرینی از پلیس استقبال کردند

درهمین خصوص ماموران نیروی انتظامی را به نکات ذیل جلب توجه مینماییم  

1-ماموران محترم انتظامی با اتفاق خانواده به خانه های مردم مراجعت کنند

2-ماموران محترم انتظامی  با ظاهری آراسته مراجعه کنند

3-ماموران محترم انتظامی از آوردن اطفال  به هیچ عنوان کوتاهی نکنند چون اطفال خانه ها منتظر دیدن کودکانشان  هستند

4-ماموران محترم انتظامی به دلیل حفظ شئونات اسلامی از پوشیدن پوتین نظامی جددا» خودداری کنند آب بها افزایش داشته و از شستن مجدد فرش معذوریم

5-ماموران محترم انتظامی در هنگام ورود کارت دعوت خود را فراموش نکنند بدلیل اشتیاق زیاد مردم ممکن است اشتباهی رخ دهد و مامور محترم پیاپی به یک خانه مراجعت نماید .

6- ماموران محترم نیروی انتظامی در برابر پافشاری مردم در ورود به خانه آنان استقامت ورزند چون همسایه منتظر شما است

7-ماموران محترم نیروی انتظامی قبل از ورود آخرین نسخه از نتایج آزمایشات پزشکی خود را برای صاحب خانه ایمیل نماید تا صاحب خانه براساس آن میزان قند و خامه شیرینی ها را تنظیم کنند سلامتی ماموران بسیار ارزشمند است

8-ماموران محترم نیروی انتظامی در برابر اصرار صاحب خانه مبنی بر صرف نهاردرمنزلشان از خود مقاومتی نشان ندهند

9-ماموران محترم نیروی انتظامی برای جلوگیری از هر گونه سودجویی قنادان محترم قبل از خروج فرم کنترل کیفی مربوطه را به طور کامل پر نموده و در صورت حضورهای بعدی صاحب خانه در تهیه با مشکلی روبرو نگردد

10-ماموران محترم نیروی انتظامی در هنگام خروج از مجتمع حتما تعداد نفراتشان را به مدیر مجتمع اعلام کنند تا در صورت هزینه های آب و برق و گاز ساکنین درج گردد و حقوقی زایل نگردد.

تحقیر به نقل جهان نیوز

جهان نیوز نوشت : پسربچه‌اي 4 ساله موسوی و کروبی را تحقیر کرد!

 ركوردزني صفحه فيس‌بوك يك پسر ۴ ساله سران و فعالان فتنه را تحقیر کرد.

برایم بسیار جالب است که دلیل این رکورد زنی  به نقل از جهان نیوز است :

وقتی دستشوئی می روم خودم را می شورم،

با بررسی موشکافانه در خبر مربوطه به نکاتی جدید دست یافته :

1-به نقل از جهان نیوز کلمه مورد نظر در دسترس نمیباشد

2- به نقل از جهان نیوز فرنود تحت تاثیر آمریکا و اسرائیل حرفهایی را بیان کرده که با رشادت سربازان امام زمان بعد از آزاد سازی همه را تکذیب نمود

3- به نقل از جهان نیوز با تلاش نیروهای اطلاعات همه افراد درگیر ماجرا دستگیر شدند

4- به نقل از جهان نیوز با همیاری فرهنگستان ادب فارسی و شخص حداد عادل کلمه مورد نظر برای همیشه از صحنه روزگار محو شد

5- به نقل از جهان نیوز بدلیل ایراد تهمت خانم مجری و به کار بردن کلمه جایگزین به جای واژه اصلی از کلیه فعالیتها تا اطلاع ثانی محروم گردید.

6- به نقل از جهان نیوز به دلیل حذف کلمه  وبیان واقعیت به شکلی دیگر برنده جوایز متعدد گردید.

7- به نقل از جهان نیوز  تحقیر نشدیم اصلا وظیفه ما حذف و برعکس جلوه دادن است

8- به نقل از جهان نیوز فرقه انحرافی و شخص رئیس جمهور از هر گونه ارتباط با فرنود و فرنودیان خود را مبرا دانسته است

9-به نقل از جهان نیوز به دلیل عدم را ه اندازی خط آهن اصفهان شیراز بعد از افتتاح چندین ساله و مورد نیاز بودن  خطوط نقطه چین برای ترسیم در نقشه ها (…………..) از به کار بردن نقطه چین به جای کلمه مورد نظر جدا خود داری گردد

10-به نقل از جهان نیوز از نیروی محترم انتظامی درخواست میگردد با پیگیری همه کودکانی که از این کلمه در صحبتهای خود استفاده میبرند دستگیر و به جرم امنیت ملی به زندان محکوم گردند.

در انتها واقعا چقدر سخته وقتی که نتوان از کلمه ……….  استفاده کرد چقدر تحقیر شدم تا این نوشتار را بنویسم …!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

فراموشی از نوع خبرگزاریهای رژیم

خبرگزاری فارس ،رجانیوز،جهان نیوز،مشرق نیوز و بالاخره شفاف مطلبی را به کپی از روی هم خبر داده بودند که به نظر جالب است .

كاربر تقلبي بي‌بي‌سي لو رفت به گزارش خبرنگار گروه فضاي مجازي خبرگزاري فارس به نقل از رجانيوز، فردي به‌نام پيمان به‌عنوان كاربر بخش نوبت شما به اظهارنظر در مورد حوادث و آخرين تحولات سوريه پرداخت و با يكي ديگر از كاربران نيز در اين زمينه بحث كرد اما روز يكشنبه همان فرد با نام پيمان به‌عنوان خبرنگار و شاهد عيني بي‌بي‌سي با بخش خبري اين شبكه گفت‌وگو كرد.

البته در چند خبر گزاری به جای کلمه لو رفتن  ، رسوائی ذکر گردید که سایت شفاف بعد از ساعتی خبر مذکور را از صفحه خود حذف کرد

در این خصوص مطالبی قابل ذکر است :

1-     خبرنگار محترم اصلا  برنامه نوبت شما متعلق به شبکه بی بی سی از کدام شبکه تلویزیون جمهوری اسلامی ایران قابل دریافت است . ( هر چقدر کانالهای مربوطه بالا و پائین گردید این شبکه رصد نشد)

2-    خبرنگار محترم استفاده از ماهواره جرم داره ( دفعه اول برگه میفرستند دم در خونه ، توی دادگاه جریمه نقدی و بعد و …..   . اگه به فکر خودت نیستی بابا یک کم به فکر خانواده محترم باش زندگی خرج داره )

3-    خبرنگار محترم با جمع آوری تجهیزات ماهواره از خانه ها توسط نیروهای خدوم رژیم  این رسوائی قابل رصد نشد ( خبرنگار محترم یادت باشه دفعه بعد ما را هم صدا کنی بیایم خونه تون وگرنه تک خوری اصلا حال نمیده ) .

4-    خبرنگار محترم با فرارسیدن ماه رمضان ودور جستن  از بسیاری  اعمال فراموش نگردد . (خبرنگار محترم دیدن مجری و مفسر که از پوشش اسلامی برخوردار نبود خطر داره … اعمال غیر شرعی )

5-    خبرنگار محترم آدرس منزل را لطف کنید ارائه نمائید تا بچه های محل هم بتوانند در این اقدام مردم پسند شرکت نمایند ( البته چه بهتر که به صرف افطار باشد چون شامل بسیار خیر میشود)

6-    خبرنگار محترم مسجد منتظر شما است حاج آقا را فراموش کردی و ماهواره .. ( البته شاید اینبار با یک دعوت رسمی وپذیرایی گیرا و نگارش دو سه مطلب در فضایل حاج آقا این گناه فراموش گردد)

7-    خبرنگار محترم لطف کنید آدرس و شماره موبایل نصاب ماهواره تان را در ذیل خبر بگذارید ( نصاب محل  مخفی شده اند و از ترس جان فعلا پاسخگو نیستند)

8-    خبرنگار محترم  دوستان اشاره کردند  میتوان از طریق اینترنت هم این برنامه را مشاهده نمود ( خواهشمند است یک شعله از اینترنت پرسرعتان را به خانه ما هم صادر کنید . جمعی از سوختگان اینترنت)

9-    خبرنگار محترم در ضمن این سایت که در اینترنت فیلتر است ( استدعا دارم فیلتر شکن مورد استفاده معرفی گردد ، این فیلتر شکن چینی  ها خیلی زود ماموران را به در خانه راهنمائی میکنند  )

10-  خبرنگار محترم از روشن گریتان باعث قابل فهم شدن بسیاری از مطالب گردید بسیار …   ( با تقدیم……… از طرف همه بچه های ایران )

 

 

پانوشت : خبرگزاری فارس http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9005170315

تغییر در نگرش

دوشب پیاپی شبکه ماهواره ای من وتو 1 دو برنامه متفاوت در خصوص شاپور بختیار و فریدون فرخزاد پخش کرد که به نظرم نیازمند به بررسی دیگری دارد ، با  نگاهی که این دو برنامه داشت سبب ایجاد یک تغییر شد ،

به عنوان یک نوجوان دهه اول انقلاب و آنچه که رسانه های جمهوری اسلامی ایران در آن مقطع داشتند نگرشی را در من ایجاد کرده بود که نه تنها باعث عدم شناخت و آگاهی شده بود حتی چهره ای مخدوش از آنان در ذهنم ترسیم شده بود

 با نمایش تصاویر وحتی کنجکاویهای بعدی باعث ایجاد یک دریچه نو در نگرشم شد که به همین دلیل  تشکر و ادای احترام به برنامه سازان شبکه ماهواره ای من وتو ابراز میدارم ،

نوع نگرش من و جامعه  به اینگونه مسائل نیازمند به  بررسی است  ، واقعا کوتاهی که من و امثال من در شناخت اطراف خود داریم به نظرم غیر پذیرش است و شاید نیاز باشد همین جا خود را یک محکوم بدانیم چگونه میتوان براحتی از انسانهایی که برای مردم ایران گامهایی را برداشته اند فراموش کرد ، شاید این تصور  و ادعا در ذهن مان ترسیم شود  زمان و فرصتی نیست ، اما این گفتار متعلق به سالیانی پیش میباشد که امکانات بسیار محدودتر از الان بود ، در زمانه ای که ارتباطات جایگاهی ویژه در زندگی ما دارد چگونه میتوان این ادعا را توجیه کرد ، عدم شناختمان به اطرافمان باعث  رخنه دشمنان مردم  ایران به  درونمان شده و آنچه را که مورد پسندشان بوده را به درونمان بفرستند ، و باعث تغییر در نوع نگاهمان شده است  ف به راحتی همه بهتان ها را پذیرفته ایم بدون آنکه بدانیم منشا این قبیل سخنان از کجا آمده است و اصلا چقدر میتواند صحیح باشد.

در روزگاری که یک راستگوئی از فربود کودک شهرمان میتواند هزاران کلیک بخورد و صدها و صدها لایک را بپذیرد نمیتوان قبول کرد که چرا نباید به واقعیتها دست پیدا کنیم ، واقعیتهایی که متعلق به ما هستند و امروز حتی باعث پیشرفتمان میشود ،

بیشمار انسانهایی که برای آزادی و آزادگی جان خود را فدا نمودند اما امروز نه تنها تصویری بلکه هیچ شناختی از آن در دسترس نیست ، این کوتاهی است که مرتکب شده ایم امروز وظیفه همگان است که هر چه بیشتر به اطلاع رسانی اقدام ورزیم و مردم را هر چه بیشتر با تفکرات انسانهای آزاده ای که  جانشان را فدا نموده اند و یا در همین لحظه در زندان های رژیم در زنجیر هستند   آشنا کنیم

 ایران امروز بیشتر و بسیار بیشتر به درک واقعیت ها دارد و در این راه باید که به شناخت رسید و از تجربه دیگران بهره برد وثابت کرد در هر شغل و سمتی که باشیم میتوانیم انسانیت خود را به اثبات رسانیم و برای فکر و اندیشه هایمان ایستادگی نمائیم .

ماجراهای کسری یک جوان ایرانی –ماه رمضان-سی وچهار

سرکوچه رسیده بودم که کسری زنگ زد و گفت ببین دوران تعطیلات رسید ، تعجب کردم و گفتم یعنی چی مگه چه خبر داره میشه ؛ خندید و گفت صبر کن بیام ببینمت باهات صحبت میکنم ……. دوساعتی گذشت تا کسری اومد توی این فرصت ماشین را بردم تعمیرگاه پیش آقا رضا گذاشتم و بهش گفتم معاینه کامل را انجام بدهد ، کسری دم تعمیرگاه اومد دنبالم و با هم شروع به قدم زدن کردیم .. نگاهی به دور و برم کردم شکل مغازه ها عوض شده بود از جلو هر رستوران ویا فست فودی که رد میشدیم یک قابلمه بزرگ جلو مغازه بود و پشت شیشه چسبانده بودند آش رشته و حلیم هر روز افطار ………… کسری گفت : گفتم دوران تعطیلات شروع شد تعجب کردی ، ببین اداره های دولتی که خیلی کار انجام دهند 5 ساعت کار روزانه بیشتر نیست ، مغازه دائی جان مامان که طبق روال گذشته توی این ایام همین مقدار باز است و بقیه اش صفا ؛ البته حاج آقا و دامادهاش تشریف میبرند خانه و به قول خودشون استراحتی میکنند ، دائی جان مامان همش میگه استراحت فرد روزه دار خودش یک عبادت است …. اما میدونی مشکلات هم کم نیست ببین از همین امروز دیگه باید به دنبال راه کار برای فرار باشم تا از دو روز پیش که زنگ ماه رمضان با نمیدونم پیشواز و از این حرفها تو خونه ما زده شد با هزار معرکه سحر بلند میشم و سحری را توپ میخورم میدونی انقدر نوش جان میکنم که تا دو ساعت بدون حرکت میشم تا یک کم غذام هضم شه ، بعدش چرت میزنم و پا میشم میرم مغازه دائی جان مامان. دم ظهر که دائی جان با دو دامادش تشریف میبرند مسجد برای نماز فعلا به بهانه های مختلف تو مغازه میمونم و نهاری میزنم تا عصر ، وقتی میام خونه بابا بیرون هست و مامان هم خونه همسایه ها دوره دارند و یک وعده دیگه نوش میکنم…. تا غروب و سر سفره افطاری هم مامان میگه بچه بخور تو که جون نداری بخور تا قوت بگیری و بابا هم با نگاهش سعی میکنه مطمئن بشه که من روزه بودم …………. اما میدونی معصوم بنده خدا خیلی مشکل داره اون واقعا روزه میگیره بیرون که نمیتونه بره و مامان هم به زور میبردش دوره وقتی که غروب بر میگرده با رنگ پریده و احوال ناخوش میشینه سر سفره …. مشکل هم اینجا است که سر این قضیه دیگه با هیچ کدام نمیشه حتی یک جمله گفت ، حتی مامان بزرگ که خودش یک پا حامی است توی این یکی دیگه نمیشه روش حساب کرد ، از حالا باید برای روزهای تعطیل و جمعه ها یک فکری کرد چون دیگه باید هر لحظه در خدمت خانواده بود و اونوقت تمام ………. میدونی عباس یکی از دوستام پارسال برای فرار از روزه هیچ راهی به نظرش نرسید و دید الانه که قضیه خیلی جدی بشه رفت پیش احمد که رزیدنت بیمارستان شده و براش پاش را گچ گرفت و با این بهانه از ماه رمضان فرار کرد فقط میدونی هزینه اش خیلی میشه ، چون یک جا کار آموز شده بود مجبور بود برای رفت و برگشت ، یک آژانس کرایه کنه ، تازه راه کارهای ویژه ای هم برای باز و بسته کردن گچ پاش پیدا کرده بود راحتت کنم باید کلی حقه بلد بشی تا این ماه را رد کنی ، البته عباس میگفت توی یک ماه نمیدونم چند بار مجبور شدم قران را بخوانم چون عصر که میرسید خونه مادرش بهش گیر میداد بچه حالا که نمیتونی روزه بگیری بشین قران بخون که میگنند توی این ماه خیلی ثواب داره ، هیچی دیگه اینقدر قران خوندنم که به اندازه اش تو دانشگاه هم درس نخونده بودم ، کسری ادامه داد عباس میگه یک روز مامانش اومده از پسرش تعریف کنه دو سه تا از همسایه ها را دعوت کرده بود خونه ومیگه پسرم دیگه قران را حفظ شده و سریع میخواند که با اصرار مادر و همسایه ها شروع به خوندن میکنه ، اوه اوه یکی از همسایه ها به عباس میگه شما قران را با چه زبانی میخونی شما که همه حرفها را بالا و پائین میخونی ……………. هیچی دیگه …………………….. واقعا داشتم فکر میکردم الان همه میگند ماه مبارک رمضان ، آخه چطور ممکنه انسان فقط برای ساعاتی بگه نباید دروغ گفت ، نگاه نباید….. . اما همه این کارها را در طول سال انجام میده دیروز بابا تو خونه بود که تلفن زنگ زد و انسی خواهر کوچیکم تلفن را جواب داد یکی از دوستای بابا بود و انسی دوید و بابا را صدا کرد و گفت بابا آقا ابراهیم شما را میخواهد که بابا گفت برو بگو نیستش ، انسی گفت بابا من روزه گنجشگی دارم گفتی که دروغ نگم بابا داغ کرد و گفت همین که گفتم دروغ چیه وسریع رفت تو آشپزخانه به انسی گفت حالا بگو نیست مگه من را می بینی که بگی هستم ….. در همین موقع صدای زنگ گوشی کسری به گوش رسید ، نگاهی کرد و گفت برام اس ام اس اومده و خوند زد زیر خنده ببین عباس برام چی فرستاده » میگن از یکی میپرسند هلال ماه را که میبینی یاد چه علامتی میفتی طرف جواب میده یاد علامت خطر یعنی ماه رمضان رسیده » ……… کسری ادامه داد واقعا من نمیدونم توی این دوره و زمانه باید بازهم روزه گرفت و اصلا برای چی باید روزه گرفت ، وقتی اصلش انجام نمیشه و فقط برای روزهایی سعی میکنند که خودشون را دور بزنند و دروغ و غیبت و…..را جور دیگری بیان کنند چرا باید اینکار را بکنند . ………….

دستگیری به جرم شادی و آب بازی

در خبرها آمده بود :

جشن آب پاشی در پارک آب وآتش تهران در روز جمعه 8 مرداد 1390 انجام یافت

 در خبرگزاریهای متعدد در این خصوص نوشتند :

*1)-جشن آب‌پاشی در پارک آب و آتش تهران -عملکرد مدیریت فرهنگی شهرداری تهران در برخی از موارد با انتقادهایی همراه بوده، به‌طوری که در جریان جشن‌های نیمه شعبان نیز برنامه‌های نامناسبی به نام امام زمان(عج) در برخی از محلات تهران اجرا شد.

 

*2)- مدير عامل اراضي عباس آباد در واكنش به بروز بي‌اخلاقي و اعمال منافي عفت در بوستان آب و آتش گفت كه نيروي انتظامي هم نمي‌توانست افراد هنجارشكن را متفرق كند.

*3)- ثمره‌ی 30 سال مدیریت فرهنگی در تهران

و در همین راستا سایتهای بیشماری عکسهایی از این  جشن  به معرض تماشای همگان قرار دادند ، و خود موضوع داغی در دو روز گذشته بود،

اتفاقی که اگر در هر کجای دیگر از این دنیا افتاده بود به عنوان یکی از شادترین روزها نامبرده میشد و از آن به عنوان یک اتفاق خوشایند ذکر میکردند اما……

 اتفاقات بعدی پیش آمد ..

 *4)-پلیس: دختر و پسرهایی که در یکی از بوستان های تهران اعمال خلاف شئون کردند دستگیر شدند.

*5)-  رییس پلیس پایتخت از برخورد قاطعانه با افرادی كه با انجام اعمال غیرمتعارف و خلاف شئونات اسلامی، نظم جامعه را بر هم زده بودند خبر داد.

 

واقعا اعمال خلاف شئون و  غیر متعارف یا برهم زدن نظم جامعه را از کجا استخراج شده اند ،

 کدام بند قانون ذکر میکند که اگر جوانانی به شادی میپردازند مرتکب خلافی شده اند ،  

در کجای قانونی آورده شده است که اگر خانواده ای به شادی پرداختند و مزاحمتی هم ایجاد نکردند شما باید دخالت کنید

شما حتی از شادی جوانان هم میترسید ،

 میدانید اگر لحظاتی بیشتر شادیها ادامه پیدا کند منبرهای تهی تان خالی تر  خواهد شد .

در پس شادی جامعه و شاداب شدن ، پویایی خواهد آمد و با پویایی سئوال به پیش می آید و با سئوال ، خرافات و گزافه هایتان مشخص خواهد شد .

پس باید دستگیر کرد آنکه در برابر دروغتان می ایستد

پس باید دستگیر کرد آنکه در برابر تقلب تان می ایستد

پس باید دستگیر کرد آنکه حقوق قانونی مردم را مینمایاند

پس باید دستگیر کرد آنکه شادی را حق خود میداند .. ….

 

 

پا نوشت —–

*1)-پایگاه خبری افق -9 مرداد 1390

*2)-مشرق نیوز – 8 مرداد 1390

*3)-پایگاه تحلیلی اصولگریان – 8 مرداد 1390

*4)-عصرایران -9 مرداد 1390

*5)-ایسنا -9 مرداد 1390