دردهای مشترک ایران با جدائی نادر از سیمین

بالاخره توانستم فیلم جدایی نادر از سیمین را بر پرده سینما ببینم شاید چند سالی بود که به سینما نرفته بودم ، دلم تنگ شده بود برای دیدن یک فیلم ایرانی با نگاهی تازه و دیدی نو ، واقعا بعد از دیدن فیلم در حالی که غمی وجودم را در بر گرفته بود اما خوشحال هم بودم شاید این سئوال پیش آید که مگر میشود هم غمناک بود و هم خوشحال .

جوابم آری است غمناک بودم که وضعیت امروزم بر پرده تصویر میشد ، وضعیتی که مربوط به من که نه همه ایرانم است

آنجائی که همه مجبور به تحمل هستند

آنجائی که برای افکارشان باید همه چیز را بپذیرنند

 آنجائی که بدون آنکه بدانی چه شد همه آنچه را که ساختی باید از دست داد

آنجائی که فقر و گرسنگی انسانها را به شکلی دیگر در میآورد

آنجائی که وقتی حرف داری اما نمیتوانی بازگویش کنی

آنجائی که وقتی دستت به جائی نمیرسد باید خود را فدا کنی

آنجائی که برای ماندن ، برای گفتن  مجبور به دروغ میشوی

آنجائی که کودکان هم به اجبار زمانه دروغگوی را می آموزند 

آنجائی که میتوان به راحتی پرده ها را درید و به همگان همه نسبت ها  داد

آنجائی که حق داشتن زندگی را نداری و حتی برای جداشدن از داشته ها باید دلیل و دلیلهای مورد پسندشان را بازگو کنی

خوشحال بودم که در فضای امروز ایرانم باز هم کسی توانست حرفی بزند دردش را بازگو کند

خوشحال بودم صدای در گلو مانده ام بیان شد …….

خوشحال شدم از اینکه باز هم سردمداران حکومت دست به کار شده و شروع به جو سازی بر علیه فیلم میکنند چون فکر نمیکردند که در این فضای بگیر و بند باز هم کسی باشد که کاری کند کارستان .

نوشته شده در جمعه دوازدهم فروردین 1390 ساعت 15:52 شماره پست: 44


Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: